راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٣١ - باب چهارم در وفات پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله
فاطمه عليه السّلام خود را به روى او خم كرد و پيوسته به صورت او مىنگريست و گريه و زارى مىكرد و اين دو بيت را مىخواند:
و أبيض يستسقي الغمام بوجهه *** ثمال اليتامى عصمة للارامل«١»
يطوف به الهلّاك من آل هاشم *** فهم عنده في نعمة و فواضل«٢»
راوى مىگويد: پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله چشمانش را باز كرد و با صداى ضعيفى به فاطمه عليه السّلام گفت: اينها گفتار عموى تو ابو طالب است آنها را مگو بلكه بگو: وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ من قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ«٣» .
فاطمه عليه السّلام گريهاى طولانى كرد سپس پيامبر صلّى الله عليه و آله به او اشاره كرد كه نزديك او بيايد، فاطمه عليه السّلام به نزديك او رفت به طورى كه پيامبر صلّى الله عليه و آله او را در زير رداى خود جاى داد، سپس سخنانى در بيخ گوش او گفت، پس از آن فاطمه عليه السّلام سرش را بلند كرد در حالى كه اشك از چشمانش سرازير بود، سپس به او فرمود: نزديك من بيا چون نزديك او شد چيزى در گوش او گفت كه فاطمه عليه السّلام خنديد.
حاضران از آن در شگفت شدند. فاطمه عليه السّلام فرمود: خبر مرگ خود را به من داد گريستم سپس به من گفت: اى دخترم از مرگ پدرت بيتابى مكن، من از پروردگارم
خواستهام تو را نخستين كسى قرار دهد كه از اهل بيتم به من ملحق مىشود، و پروردگارم به من خبر داده كه اين درخواست مرا اجابت كرده است، بدين سبب من خنديدم. سپس پيامبر صلّى الله عليه و آله فرمود: اى دخترم دو فرزندم حسن و حسين را نزد من فرا خوان. فاطمه عليه السّلام آنها را فرا خواند، چون پيامبر صلّى الله عليه و آله آنان را ديد آنها را بوسيد و بوييد و مكيد و اشك از چشمان آنها سرازير بود.
سپس مدهوش شد، حسن و حسين فرياد زدند: اى جدّ بزرگوار جان ما فداى جانت و وجود ما سپر وجودت باد، و پيوسته صيحه مىزدند و گريه مىكردند تا آنگاه كه بر روى بستر پيامبر صلّى الله عليه و آله افتادند. على عليه السّلام خواست آنها را از آن حضرت دور كند ليكن پيامبر صلّى الله عليه و آله در اين هنگام به هوش آمد و فرمود: اى علىّ فرزندانم را از من دور مكن، بگذار آنها را ببويم و مرا ببويند و از آنها توشه بردارم و از من توشه گيرند. اين وداعى است كه ديدارى پس از اين نيست آگاه باش پس از من بر آنها ستم خواهد شد و به ستم كشته خواهند شد لعنت خدا بر كشنده و ستم كننده بر آنها باد، سپس فرمود: اى ابا محمّد امّا تو به زهر كشته مىشوى در
«١» سپيدرويى كه ابرها به رخسار او سير آب مى شوند » فرياد رس يتيمان و پناه بيوه زنان است
«٢» مستمندان خاندان هاشم به گرد او رد مى آيند » و آنها در نزد او در نعمت و بخشش بسر مى برند.
«٣» ال عمران / ١٤٤: محمد (عليه السلام ) فقط فرستاده خوا بود و پيش از او فرستادگان ديگرى نيز بودند آيا اگر او بميرد و يا كشته شود شما به عقب بر مى گرديد؟ (اسلام را رها مى كنيد و به دوران كفر و بت پرستى باز مى گرديد).