راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٧ - حقيقت محبّت و اسباب آن
مىپوشاند و باد او بر چيزى نمىوزد، جز اين كه آن را به جنبش درمىآورد و آب او مايه حيات هر چيزى است و از زمين او همه چيز مىرويد. هر كس خدا را دوست بدارد، از پادشاهى و دارايى همه چيز به او مىدهد. پيامبر صلّى الله عليه و آله فرموده است: «هرگاه بندهاى از امّتم خدا را دوست بدارد، خداوند محبّت او را در دلهاى برگزيدگان و ارواح فرشتگان و ساكنان عرش خود مىاندازد تا او را دوست بدارند و چنين كسى براستى دوست خداست. خوشا به حال او، خوشا به حال او، روز قيامت او در نزد خداوند شفاعت مىكند»«١». پايان گفتار امام صادق عليه السّلام.
غزّالى مىگويد: درباره محبّت خداوند اخبار و احاديث بى شمارى وارد شده است و آن امرى روشن است. آنچه پيچيده و دشوار مىباشد، حقيقت معناى آن است كه ما اكنون به تحقيق آن مىپردازيم.
حقيقت محبّت و اسباب آن
تحقيق معناى محبّت بنده نسبت به خداوند
بدان مقصود از اين فصل روشن نمىشود، جز اين كه نخست حقيقت محبّت و چگونگى آن و سپس شرايط و اسباب آن دانسته شود و پس از آن بنگريم كه چگونه درباره حقّ تعالى تحقّق مىيابد.
نخستين چيزى كه بايد حتما دانسته شود آن است كه محبّت تنها پس از معرفت و ادراك، قابل تصوّر، است، چه انسان كسى را كه نمىشناسد دوستش نمىدارد. بدين سبب نمىتوان تصوّر كرد كه جمادى متّصف به صفت محبّت شود، زيرا اين صفت از ويژگيهاى انسان زنده با ادراك است. مدركات ذاتا سه قسماند:
١- آنچه موافق و ملايم طبع ادراك كننده و لذت دهنده اوست.
٢- آنچه منافى طبع ادراك كننده و مايه تنفّر و انزجار اوست.
٣- آنچه در طبع ادراك كننده لذّت و المى ايجاد نمىكند.
بنابراين هر چيزى كه در ادراك آن لذّت و راحت است، از نظر ادراك كننده محبوب و آنچه در ادراك آن درد و رنج است، نزد ادراك كننده مبغوض و هر چه لذت و المى در پى
«١» همان ماءخذ باب نود و ششم .