راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٨ - امّا سبب اوّل- و آن عبارت است از محبّت انسان به ذات
نيست، چه صورتى را كه با چشمانش ديده با صورتى كه در خيال او آمده موافق است و تفاوت تنها در زيادتى وضوح و كشف مىباشد، زيرا صورتى كه با چشم ديده مىشود به سبب رؤيت روشنتر و واضحتر است. او مانند كسى است كه چيزى را به هنگام دميدن سپيده صبح و پيش از انتشار روشنايى روز ببيند، سپس آن را در موقعى كه روشنايى روز به كمال رسيده است مشاهده كند. وى ميان اين دو حالت جز از نظر وضوح و انكشاف تفاوتى نخواهد يافت. از اين رو خيال نخستين مرحله ادراك و رؤيت مرحله كمال ادراك و نهايت كشف است و اين مرحله را رؤيت ناميدهاند، چون منتهاى كشف است نه آن كه چون شئى در چشم مكشوف است، اين نام را به آن داده باشند، بلكه اگر خداوند اين ادراك كامل را نسبت به مكشوف در پيشانى يا سينه آفريده بود، نيز سزاوار آن بود كه رؤيت گفته شود.
اكنون اگر اين معنا را در آنچه به خيال درمىآيد، دانستى بدان براى شناخت و ادراك معلوماتى كه به خيال در نمىآيد و در آن نقش نمىبندد، نيز دو درجه است، درجه دوم كامل كننده اوّل است. ميان اين دو درجه همان تفاوت موجود است كه ميان مرئى و خيال آن وجود دارد. درجه دوم را به اضافه اوّل مشاهده و لقا و رؤيت نيز مىگويند و اين نامگذارى درست است، زيرا چنان كه گفته شد، رؤيت را به سبب آن كه غايت كشف است رؤيت مىنامند و همان گونه كه سنّت حق تعالى جارى بر اين است كه بر هم نهادن پلكهاى چشم مانع از اتمام كشف به وسيله رؤيت و ميان چشم و شئى مريى حجاب است و حصول رؤيت منوط به برداشتن اين حجاب مىباشد و مادام كه برداشته نشود، ادراك حاصل تخيّل محض مىباشد. به همين گونه مقتضاى سنّت الهى است مادامى كه نفس به سبب عوارض بدن و خواهشهاى آن و غلبه صفات بشرى محجوب است، در معلوماتى كه خارج از محيط خيال است، نتواند به مشاهده و لقا برسد، بلكه اين زندگى دنيايى اختيار مانند پلكها كه حجاب و مانع ديدن مىشود، حجاب اين مقصود خواهد بود. سخن درباره اين كه چرا زندگى دنيا حجاب است طولانى است و در خور علوم معامله نيست. از اين رو خداوند متعال به موسى عليه السّلام فرمود: لَنْ تَرانِي«١» و نيز فرموده است: لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ«٢» يعنى در دنيا. در خبر آمده است كه پيامبر صلّى الله عليه و آله در شب معراج خدا را نديد«٣».
«١» اعراف / ١٤٣: هرگز مرا نخواهى ديد.
«٢» انعام / ١٠٣: چشمها او را درك نمى كنند.
«٣» عراقى گفته است : اين قول را كه مصنف صحيح شمرده گفتار عايشه است . در صحيح بخارى و مسلم آمده كه وى گفته است : ((كسى كه به تو بگويد: محمد صلى الله عليه واله ، پروردگارش را ديده دروغ گفته است .))