راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٥٤
چه دزدى و زنا كرده باشد، گفتم: و اگر چه دزدى و زنا كرده باشد؟ پاسخ داد: اگر چه دزدى و زنا و شرب خمر كرده باشد»«١».
ابو الدّرداء گفته است: روزى پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله اين آيه را قرائت فرمود: وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ«٢» عرض كردم: اى پيامبر خدا اگر چه زنا و دزدى كند؟ فرمود: وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ عرض كردم: اگر چه زنا و دزدى كند و هر چند بينى ابو الدّرداء را به خاك بمالد»«٣».
و نيز پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله فرموده است: «چون روز قيامت شود به هر مؤمنى يك تن از اهل اديان ديگر داده و به او گفته مىشود: اين فديه تو از آتش است»«٤».
مسلم در صحيح خود نقل كرده كه ابى برده از پدرش و او از ابو موسى اشعرى براى عمر بن عبد العزيز روايت كرده كه پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله فرموده است: «هيچ مرد مسلمانى نمىميرد جز اين كه خداوند يك يهودى يا نصرانى را به جاى او به دوزخ وارد مىكند»«٥» عمر بن عبد العزيز سه بار او را به خداوندى كه جز او معبودى نيست سوگند داد كه آيا پدرش اين را از پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله روايت كرده است؟ و او بر صحّت گفتار خود سوگند خورد.
نقل شده است در يكى از جنگها كودكى از اسيران را آوردند و براى فروش با صداى بلند آن را به معرض مزايده گذاشتند، و اين در روز بسيار گرمى بود، زنى از درون خيمهاش كودك را ديد و با شتاب به سوى او دويد ياران آن زن نيز از عقب او روان شدند، تا آنگاه كه زن كودك را گرفت و به شكم خود چسبانيد، سپس خود را به پشت بر روى شنهاى گرم بطحاء انداخت و كودك را بر روى شكم خود قرار داد تا او را از گرما نگهدارد و مىگفت:
پسرم، پسرم، مردم از مشاهده اين وضع گريستند و مزايده كودك را كه بدان مشغول بودند ترك كردند، در اين ميان پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله وارد شد و نزد آنها ايستاد، مردم جريان را به اطّلاع حضرت رسانيدند، پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله از ترحّم آنها شادمان شد و آنها را بشارت داد و فرمود:
«آيا شما از رحمت و مهر اين زن به فرزندش در شگفت شديد؟» عرض كردند: آرى
«١» صحيح مسلم ، ج ١، ص ٦٥؛ صحيح بخارى .
«٢» رحمان / ٤٦: و براى كسى كه از مقام پروردگارش بترسد دو باغ بهشت است .
«٣» ابن ابى شبيه ، احمد، ابن منبع ، حكيم در نوا در الاصول ، نسائى ، بزار ابويعلى ، ابن حرير، ابن حاتم ، ابن المنذر، طبرانى ، ابن مردويه ، الدر المنثور، ج ٦، ص ١٤٦.
«٤» صحيح مسلم ، ج ٨، ص ١٠٤ نظير آن از حديث ابو موسى و پيش از اين ذكر شده است .
«٥» صحيح مسلم ، ج ٨، ص ١٠٥.