راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٥١
محمّد! آنچه مرا بر شما بوده است بخشيدم و تبعات (حقوق مردم بر يكديگر) باقى است آنها را به همديگر ببخشيد و به رحمت من وارد بهشت شويد»«١».
نقل شده است: اعرابيى (عرب بيابان نشينى) شنيد ابن عبّاس اين آيه را قرائت مىكند: وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ من النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها«٢»، اعرابى گفت: به خدا سوگند شما را از آن نرهانيد و او مىخواهد شما را در آن اندازد، ابن عبّاس گفت: اين سخن را از غير فقيهى فرا گيريد.
صنابحى گفته است: بر عبادة بن صامت وارد شدم و او در حال مرگ بود، گريستم، گفت:
آرام باش چرا گريه مىكنى به خدا سوگند هر حديثى كه از پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله شنيدم كه گفتن آن برايتان سودمند بود آن را برايتان گفتم جز يك حديث و امروز آن را به شما خواهم گفت چه مرگ مرا احاطه كرده است، از پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود: هر كس به كلمه لا إله إلّا الله و أنّ محمّدا رسول الله گواهى مىدهد خداوند آتش را بر او حرام مىگرداند«٣».
از پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله روايت شده كه: خداوند در روز قيامت مردى را از امّتم در پيش روى خلايق مورد حسابرسى قرار مىدهد و نود و نه صورت عمل عليه او باز مىكند كه طول هر صورت به اندازه مسافتى است كه چشم مىتواند آن را ببيند سپس به او مىفرمايد: آيا چيزى از اينها را انكار مىكنى؟ آيا فرشتگان من كه نگهبانت بودهاند بر تو ستم كردهاند، مىگويد:
اى پروردگار من، نه، مىفرمايد: آيا عذرى دارى؟ پاسخ مىدهد: اى پروردگار من، نه، مىفرمايد: آرى تو را نزد ما حسنهاى است، و در امروز هيچ ستمى بر شما نمىرود، پس ورقهاى بيرون آورده مىشود كه در آن كلمه طيّبه أن لا إله الّا الله و أشهد أنّ محمّدا رسول الله است، مىگويد: اى پروردگار من اين ورقه در برابر اين صورت عملها چه ارزشى دارد، به او گفته مىشود: به تو ستم نمىرود، سپس صورت اعمال او را در يك كفّه و ورقه شهادتين را در كفّه ديگر مىگذارند، و كفّه شهادتين بر كفّه ديگر سنگينى مىكند، چه هيچ چيزى از خدا سنگينتر نيست»«٤».
و نيز پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله در پايان حديثى طولانى در توصيف قيامت و صراط فرموده است:
«خداوند به فرشتگان مىفرمايد: هر كس را به اندازه سنگينى دنيا خوبى در دلش مىيابيد از
«١» عراقى گفته است : در سباعيات ابى اسعد قشيرى از حديث انس روايت شده و در سلسله راويان حسين بن داوود بلخى است كه خطيب گفته است : ثقه نيست ، مى گويم به مجمع الزوائد، ج ١٠، ص ٣٥٥ مراجعه شود.
«٢» ال عمران / ١٠٣: و شما بر لب حفره اى از آتش بوديد خدا شما را از آن رهايى داد.
«٣» صحيح مسلم ، ج ١ ص ٤٢، از حديث عباة بن صامت ، صنابحى ، با الفاظى ديگر.
«٤» سنن ابن ماجه ، شماره ٤٣٠٠ بدون جمله : هيچ چيزى از خدا سنگين تر نيست .