راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٣٧ - فضيلت تفكّر
خورشيد در چهل روز آن را قطع مىكند، در آن گروهى از آفريدگان خدا به سر مىبرند كه به اندازه يك چشم بر همزدن خدا را نافرمانى نكردهاند.» عرض كردند: اى پيامبر خدا شيطان از آنها به كجا رفته است؟ فرمود: «نمىدانند كه شيطان خلق شده است يا نه؟» گفتند: آنان از اولاد آدمند؟ فرمود: «نمىدانند آدم خلق شده است يا نه؟.»«١»
عطاء گفته است: من و عبيد بن عمير نزد عايشه رفتيم و ميان ما و او حجابى قرار داده شده بود، عايشه گفت: اى عبيد! چه چيزى تو را از ديدار ما مانع شده است؟ پاسخ داد: سخن پيامبر صلّى الله عليه و آله كه فرموده است: يك روز در ميان ديدار كنيد تا دوستى زياد شود.» سپس ابن عميد گفت: ما را از شگفتترين چيزى كه از پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله ديدهاى آگاه كن. عايشه گريست و گفت: همه كارهاى او شگفت بود. شبى كه نوبتم بود نزد من آمد به طورى كه پوستم به پوست او رسيد، سپس فرمود: مرا بگذار تا پروردگارم را عبادت كنم. پس برخاست و به سوى مشك آب رفت و از آن وضو گرفت و به نماز ايستاد و گريست به حدّى كه محاسنش تر شد، سپس به سجده رفت و گريست تا زمين تر شد. پس از آن بر پهلو خوابيد تا بلال آمد و اذان نماز صبح را گفت، سپس به پيامبر صلّى الله عليه و آله عرض كرد: اى پيامبر خدا! چه چيزى تو را گريانيده در حالى كه خداوند گناهان متقدّم و متأخّر تو را آمرزيده است، فرمود:
واى بر تو اى بلال چه چيزى مانع گريه من مىشود، در حالى كه خداوند در اين شب اين آيه را بر من فرو فرستاد كه: إِنَّ في خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ«٢». سپس فرمود: «واى بر كسى كه آن را بخواند و در آن نينديشد.»«٣»
به اوزاعى گفته شد: نهايت انديشيدن در آنها چيست؟ گفت: اين كه آنها را بخوانى و درك كنى.
مىگويم: از طريق خاصه (شيعه) از امير مؤمنان عليه السّلام روايت شده كه فرموده است:
«تفكّر آدمى را به نيكى و عمل به آن دعوت مىكند.»«٤»
از امام صادق عليه السّلام نقل شده است كه: «بهترين عبادتها پيوسته انديشيدن درباره خدا و
«١» صدر حديث را ابن ابى حاتم و بيهقى در اسماء و صفات از ابن عباس روايت كرده اند؛ الدر المنشور، ج ٢،(ص ) ١١٠؛ عراقى گفته است : ما آن را جزء حديث عبدالله بن سالم نقل كرده ايم .
«٢» ال عمران / ١٩٠: بى شك در آفرينش اسمانها و زمين و آمد و رفت شب و روز نشانه هاى روشنى براى خردمندان است .
«٣» عبد بن حميد، التفكر ابن ابى الدنيا، و پيش از اين در كتاب صبر و شكر ذكر شده است .
«٤» كافى ، ج ٢،ص ٥٥، شماره ٥ و ٣.