راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٨٠ - سبب قصور مردم از درك معرفت خداوند
مورد انعام قرار مىدهم با تو مدارا مىكنم تا بر تحصيل ثوابهايم قدرت يابى و من آن را پوشيده مىدارم تا بر طاعت من تمسّك جويى.
و نيز خداوند به داوود وحى فرمود: اى داوود! اگر آنانى كه از من رو گردانيدهاند بدانند كه من چگونه انتظار آنها را مىكشم و چه مدارايى با آنها دارم و چگونه مشتاقم كه گناهان را ترك كنند از بسيارى شوق به من مىميرند، و از محبّت من مفاصل آنها از هم جدا مىشود.
اى داوود! اين خواست و روش من است نسبت به كسانى كه از من رو گردانيدهاند. پس رفتار من با آنها كه به من رو مىآورند چگونه خواهد بود.
اى داوود! بنده هرگاه خود را از من بى نياز بداند از هر موقع ديگر به من محتاجتر است و بنده هنگامى كه از من روى گرداند از هر وقت ديگر بيشتر مورد ترحّم من مىباشد و بنده آنگاه كه به سوى من باز مىگردد از هر زمان ديگر بزرگتر است.
اين اخبار و نظاير آنها كه بى شمارند دلايلى بر اثبات محبّت و شوق و انس مىباشند. امّا تحقيق معناى آنها از آنچه پيش از اين بيان شده معلوم گرديده است.
مىگويم: در مصباح الشّريعه از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه فرموده است: مشتاق به هيچ خوردنى رغبت نمىكند، از هيچ آشاميدنى لذّت نمىبرد، هيچ خوابى گواراى او نيست، با دوستى انس نمىگيرد، و در خانهاى سكنا نمىگزيند، در هيچ آبادى آرام نمىگيرد، جامه نرم نمىپوشد و قرار و آرامش نمىيابد جز اين كه شب و روز خداوند را عبادت مىكند و اميدوار است به آنچه مشتاق آن است برسد و با زبان شوق با او راز و نياز كند و از آنچه در ضمير دارد پرده بردارد. چنان كه خداوند از موسى بن عمران عليه السّلام خبر داده كه در ميعادگاه پروردگارش مىگويد: وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضى«١». پيامبر صلّى الله عليه و آله در تفسير اين آيه فرموده است: «موسى عليه السّلام از شوقى كه به پروردگار خود داشت در چهل روز مدّت رفتن و برگشتنش نخورد و نياشاميد و نخوابيد و به چيزى از اينها متمايل نشد» هنگامى كه به ميدان شوق وارد شدى با نفس خويش و مقاصد خود در دنيا وداع كن و هر چه را كه با آن انس دارى رها ساز، و از غير مشوّق خود محرم شو، و ميان مرگ و زندگى نداى لبّيك الّهمّ لبّيك سرده تا خداوند پاداش تو را بزرگ گرداند. مشتاق مانند غريقى است كه هدفى جز رهايى خود ندارد و آنچه را غير از اين است فراموش كرده است«٢».
«١» طه / ٨٦: و من به سوى تو شتاب كردم تا از من خشنود شوى .
«٢» همان ماخذ، باب ٩٨.