راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٤١ - بيان اعمالى كه مربوط به نيّت است
بيان اعمالى كه مربوط به نيّت است
بدان اگر چه اعمال به اقسام بسيارى منقسم مىشود مانند كردار، گفتار، حركت، سكون، جلب نفع، دفع ضرر، فكر، ذكر و جز اينها كه بى شمار و بى پايانند ليكن كلّا به سه قسم منقسم مىشوند: گناهان، طاعات، مباحات.
قسم اوّل كه گناهان است، موضوعات آنها با نيّت تغيير نمىكند، و نبايد نادانها از اطلاق قول پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله كه فرموده است: «عمل به نيّت وابسته است» گمان كنند كه گناه با نيّت به طاعت مبدّل مىشود. مانند كسى كه از شخصى براى به دست آوردن دل شخص ديگر غيبت كند، يا از مال ديگرى مستمندى را اطعام كند، يا با مال حرام مدرسه يا مسجد يا رباطى بسازد، و در اين امور قصدش اعمال خير باشد. و همه اين اعمال ناشى از نادانى است، چه نيّت نمىتواند حرام، ظلم، تعدّى و گناه را از حرمت خود بيرون برد و در آنها تأثير كند بلكه قصد خير از طريق انجام دادن عمل شرّى كه خلاف مقتضاى شرع است شرّى ديگر است. و اگر اين حكم را بداند و عمل را مرتكب شود با شرع عناد ورزيده و اگر نداند به سبب نادانى گنهكار است زيرا طلب علم بر هر مسلمانى واجب است. بنابراين كارهاى خوب آنهايى است كه در شرع خوب شناخته شدهاند، در اين صورت چگونه ممكن است كار بد خوب گردد، و چنين امرى بسيار دور است بلكه آنچه اين امر را در دل رواج مىدهد شهوت پنهانى و خواهشهاى درونى است. چه هرگاه انسان مايل به تحصيل جاه و مقام شود، و در صدد به دست آوردن دل مردم و ديگر لذّتهاى نفسانى برآيد شيطان به همينها توسّل جسته امر را بر نادان مشتبه مىكند. از اين رو سهل گفته است: خداوند به گناهى بزرگتر از جهل نافرمانى نشده است. به او گفته شد: اى ابا محمّد! آيا چيزى را بدتر از جهل مىشناسى، پاسخ داد: آرى جهل به نادانى و مطلب همان است كه او گفته است، زيرا جهل به نادانى باب آموختن را بر آدمى بكلّى مسدود مىكند، چه كسى كه گمان مىكند عالم است چگونه ممكن است به تحصيل دانش تن در دهد. همچنين بهترين چيزى كه خداوند به آن فرمانبردارى شده دانش است و اساس دانش دانستن دانش است همچنان كه اساس نادانى ندانستن نادانى است. زيرا كسى كه دانش سودمند را از دانش زيان آور نشناسد به دانشهاى ظاهر پسندى كه مردم با حرص بسيار آنها را وسيله دنياى خود قرار دادهاند رو مىآورد، و اين خود مادّه اصلى جهل و منشأ تباهى عالم است.
غرض اين است كسى كه به سبب نادانى با نيّت خير مرتكب گناه شود معذور نيست مگر آن كه نو مسلمان بوده و فرصتى براى آموختن احكام اسلام نيافته باشد چه خداوند فرموده