راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٢٥ - مرابطه ششم در نكوهش و سرزنش نفس است
به تأخير چيست؟ آيا جز اين است كه از مخالفت با شهوات خود به سبب رنج و تعبى كه در آن است ناتوانى؟ ايا انتظار دارى روزى فرا رسد كه در آن مخالفت با شهوتها دشوار نباشد، بى شك چنين روزى را خداوند نيافريده و نخواهد آفريد چه بهشت همواره محصور در مكاره و شدايد است و مكروهات و سختيها هرگز بر نفوس بشرى سبك و آسان نيست لذا وجود چنين روزى محال است.
آيا نمىانديشى كه چقدر پيوسته به خود وعده مىدهى و مىگويى: فردا فردا در حالى كه فردا فرا رسيده و امروز شد امّا تو چگونه با آن برخورد كردى؟ آيا نمىدانى فردايى كه آمد و امروز شد حكم ديروز را دارد بلكه آنچه را در امروز از آن ناتوانى فردا در انجام دادن آن بسيار ناتوانترى؟ چه شهوت مانند درختى ريشهدار است و بنده مكلّف است آن را ريشه كن كند هرگاه به سبب ضعف قادر به اين كار نشود و آن را به تأخير اندازد مانند كسى خواهد بود كه در عين جوانى و نيرومندى نتواند درختى را از ريشه برآورد و آن را به سال ديگر موكول كند با اين كه مىداند كه طول مدّت بر قوّت و رسوخ درخت در زمين و بر ضعف و سستى برآورنده آن مىافزايد، زيرا آنچه را در جوانى توان انجام دادن آن را ندارد هرگز در پيرى قادر به انجام دادن آن نيست بلكه چنان گفتهاند: تربيت پير رنج آور و اصلاح حال گرگ شكنجه و عذاب است: چوب تر را چنان كه خواهى پيچ، نشود خشك جز به آتش راست.
پس اى نفس هرگاه اين امور روشن را درك نمىكنى و كار را به تأخير مىاندازى چرا ادّعاى حكمت و دانايى مىكنى و كدام حماقت از اين بيشتر است. شايد بگويى آنچه مرا از استقامت باز مىدارد حرص من بر لذّت بردن از شهوتها و كم صبرى من بر دردها و مشقّتهاست، در اين صورت بايد گفت چقدر احمقى و چقدر عذر تو زشت است. اگر تو در اين ادّعا راستگويى بايد تلذّذ به شهواتى را طلب كنى كه تا ابد از كدورتها صافى باشد و اين لذّتها جز در بهشت حاصل نمىشود. اگر تو نفس خويش را زير نظر مىگيرى بايد در مخالفت با آن بينديشى، زيرا بسا لقمهاى كه انسان را از لقمههاى بسيار محروم مىكند. و نيز چه مىگويى درباره عقل بيمارى كه پزشك به او دستور داده است سه روز خوردن آب سرد را ترك كند تا بهبود يابد و پس از آن در تمام طول عمر از آشاميدن آن برخوردار باشد، و به او گفته است كه اگر در اين سه روز آب سرد بنوشد دچار بيمارى مزمنى مىشود كه در همه عمرش بايد از آشاميدن آن محروم باشد. حال مقتضاى عقل در اداى حق اين شهوت چيست؟ آيا سه روز صبر كند تا در تمام طول عمر از لذّت نوشيدن آب سرد برخوردار باشد يا آن كه از بيم درد مخالفت با آن در طول سه روز، شهوت نوشيدن آب سرد را ارضا كند و