راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٩٧ - محبّت خداوند نسبت به بندگانش و معناى آن
سپس خوف استبدال است و آن انتقال دل از محبّت او به محبّت غير اوست و اين امر «مقت» و دشمنى با خداست، و فراموشى و بى غمى مقدّمه آن است اعراض و حجاب سرآغاز اين فراموشى و انصراف از امور خير و دلتنگى از مداومت در ذكر و سستى در اداى وظايف اوراد اسباب و مقدّمات اين امور مىباشند. از اين رو ظهور اين اسباب دليل بر انتقال آدمى از مقام محبّت به مقام مقت است كه ما از آن به خداوند پناه مىبريم و بيم مداوم از اين امور و شدّت پرهيز از آنها به كمك مراقبتى دقيق نشانه صدق محبّت است چه كسى كه چيزى را دوست بدارد ناگزير از فقدان آن ترسان است. از اين رو هرگاه از دست رفتن محبّت ممكن باشد محبّ آن هرگز از بيم خالى نيست. يكى از عارفان گفته است: هرگاه كسى خدا را به صرف محبّت و بى ترس و بيم پرستش كند به سبب خوشحالى و تجرّى هلاك مىشود، و آن كه خدا را از طريق خوف بدون داشتن محبّت مىپرستد به علّت بعد و وحشت از او بريده مىشود، و كسى كه او را از طريق خوف و محبّت پرستش مىكند خداوند او را دوست مىدارد و مقرّب مىگرداند و به او قدرت و دانايى مىدهد. بنابراين محبّ بايد از ترس تهى نبوده و ترسان از محبّت خالى نباشد. كسى كه محبّت بر او غالب است و در اين راه گامهاى بلند برداشته است ليكن جز اندكى از خوف در او نيست گفته مىشود كه او در مقام محبّت است و او را از محبّان مىشمارند. رشحهاى خوف، سرمستى محبّت را تسكين مىدهد، چه اگر محبّت غلبه كند و معرفت استيلا يابد توان بشرى ياراى آن را نخواهد داشت و خوف آن را تعديل مىكند و سنگينى آن را بر دل تخفيف مىدهد.
روا نيست در امثال اين معارف كه بدانها اشاره شد همه مردم مشاركت داشته باشند و براى كسى كه اين معارف بر او مكشوف شده جايز نيست آنها را براى كسى كه چيزى از آنها بر او كشف نشده است اظهار كند، چه اگر در اين مسائل همه مردم مشاركت داشته باشند دنيا ويران مىشود و حكمت اقتضا مىكند كه به منظور آبادانى دنيا غفلت شمول و تعميم داشته باشد. بلكه اگر همه مردم چهل روز حلال بخورند به سبب زهد آنها دنيا خراب و بازارها و زندگى تعطيل مىگردد. حتّى اگر عالمان حلال خورند ناچار به اصلاح نفس خويش مشغول مىشوند و زبانها و قلمها از انتشار بسيارى از علوم باز مىايستد ليكن خداوند در چيزى كه در ظاهر بد به نظر مىرسد اسرار و حكمتهايى قرار داده چنان كه در چيزى كه خوب است نيز او را رمزها و حكمتهاست، و حكمتهاى او پايان ندارد همان گونه كه قدرتش بى پايان است.
از نشانههاى ديگر آن كه محبّت خود را نسبت به خداوند پوشيده بدارد و از ادّعا دورى