راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٢٠ - در بيان معناى رضا به قضاى الهى و حقيقت و فضيلت آن
منتشر مىكند، و مردى كه خداوند به او مالى داده و او را براى صرف آن در راه حق قدرت بخشيده است»«١»، در عبارت ديگر آمده است: و مردى كه خداوند قرآن را روزى او گردانيده و او شب و روز به اداى حقّ آن قيام مىكند آنگاه مردى مىگويد: «اگر خداوند مانند آنچه را به او داده به من دهد من همان كارى را كه او مىكند خواهم كرد»«٢».
امّا در مورد انكار كافران و بدكاران و دشمن داشتن آنان شواهدى كه در قرآن و اخبار وارد است از شماره بيرون است مانند قول خداوند: لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ من دُونِ الْمُؤْمِنِينَ«٣» و نيز: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ«٤» و نيز: كَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً«٥». در خبر آمده است: «خداوند از همه مؤمنان بر دشمنى همه منافقان و از همه منافقان بر دشمنى همه مؤمنان پيمان گرفته است»«٦» و نيز «انسان با كسى است كه محبوب اوست»«٧» و نيز: هر كسى قومى را دوست بدارد و آنها را يارى كند روز قيامت با آنها محشور خواهد شد»«٨» و نيز: «محكمترين دستاويزهاى ايمان دوستى در راه خدا و دشمنى در راه خدا است»«٩». ما شواهد اين موضوع را در كتاب آداب صحبت باب دوستى براى خدا و دشمنى براى خدا و نيز در كتاب امر به معروف و نهى از منكر ذكر كردهايم و به تكرار آنها نمىپردازيم.
اگر بگويى: آيات و اخبارى درباره رضا به قضاى خداوند وارد شده است، اگر گناهان بدون قضاى خداوند باشد محال و مضر به توحيد است و اگر به قضاى خداوند است مكروه شمردن و دشمن داشتن آنها كراهت و ناخشنودى از قضاى الهى است، پس چگونه مىتوان ميان اين دو جمع كرد در صورتى كه با هم تناقض دارند، و اجتماع رضا و كراهت در شىء
«١» پيش از اين در كتاب علم ذكر شده است .
«٢» پيش از اين نظير آن آورده شده است .
«٣» آل عمران / ٢٨: افراد با ايمان نبايد جز مومنان كافران را به دوستى و سرپرستى خود بگيرند.
«٤» مائده / ٥١: اى كسانى كه ايمان آورده ايد يهود و نصا را دوست نگيريددوستان يكديگرند.
«٥» انعام / ١٢٩: بدين گونه برخى از ستمگران را به بعضى ديگر وا مى گذاريم .
«٦» عراقى گفته است ماخذى براى آن نيافتم .
«٧» المستدرك حاكم و پيش از اين ذكر شده است .
«٨» طبرانى و ضياء مقدسى از ابى قرصافه بر سند صحيح ، الجامع الصغير، ابن عدى از حديث جابر به سند ضعيف ، المغنى .
«٩» مسند احمد و پيش از اين در آداب صحبت ذكر شده است .