راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٢٨ - باب چهارم در وفات پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله
تو مقدّم بر ديگران بر من نماز بگزار، و بدان نخستين كسى كه بر من نماز مىگزارد خداوند جبّار است سپس جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل سپس فرشتگانى كه گرداگرد عرشند و شماره آنها را كسى جز خدا نمىداند و پس از آنها ساكنان هر آسمان پس از آسمان ديگر و بعد خاندانم آهسته و اشاره مانند بر من نماز مىگزارند و سلام مىدهند. با فرياد فرياد كننده و با صداى عصاهاى آهنى مرا آزار ندهيد. سپس فرمود: اى بلال مردم را فرا خوان، هنگامى كه مردم اجتماع كردند پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله به علىّ بن ابى طالب عليه السّلام فرمود: مرا بر جاى بلندى بنشان و خود را تكيه گاه من قرار ده، امير مؤمنان عليه السّلام آن حضرت را در حالى كه دستمالى بر سرش بسته شده بود بلند كرد و بر روى كرسى نشانيد خود را تكيه گاه شانههاى او قرار داد. پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله حمد و ثناى الهى را به جا آورد و پس از آن به خودش اشاره كرد و مرگش را خبر داد.
سپس فرمود: اى گروه مردم! من چگونه پيامبرى براى شما بودم، همه يك زبان گفتند:
بهترين پيامبر فرمود: آيا با شما جهاد نكردم؟ آيا دندانم نشكست؟ آيا پيشانيم به خاك آغشته نشد؟ آيا خون بر صورتم جارى نشد به طورى كه به پيشانى بر زمين افتادم؟ آيا از نادانهاى قوم خود سختيها و رنجها تحمّل نكردم؟ آيا از گرسنگى سنگ بر شكم نبستم؟ همه آنها گفتند: آرى اى پيامبر خدا بى شكّ تو در بلاها شكيبا و در برابر نعمتهاى خداوند شكر گزار بودى. از بديها نهى كردى و به نيكيها امر فرمودى خداوند بهترين پاداشها را از سوى ما به تو عنايت فرمايد. فرمود: و خداوند به شما نيز جزاى نيكو دهاد. سپس فرمود: اى مردم! پس از من پيامبرى و پس از سنّت من سنّتى نيست، هر كسى چنين چيزى ادّعا كند در آتش خواهد بود. اى مردم! قصاص را زنده نگهداريد و حقّ صاحب حقّ را احيا كنيد، پراكنده نشويد و تسليم باشيد. كَتَبَ الله لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي إِنَّ الله قَوِيٌّ عَزِيزٌ«١». اى مردم! پروردگارم فرمان داده و سوگند خورده كه از ستم ستمگرى نگذرد جز اين كه ستمديده عفو يا قصاص كند، شما را به خدا سوگند مىدهم هر كس از سوى محمّد بر وى ستمى شده يا قصاصى براى اوست برخيزد و از من انتقام گيرد چه قصاص در دنيا نزد من محبوبتر از قصاص در آخرت در برابر چشم نظاره كنندگان است.
راوى مىگويد: مردى كه او را سوادة بن قيس مىگفتند از جا برخاست و عرض كرد: پدر
«١» مجادله / ٢١: خداوند چنين مقرر داشته كه من و رسولانم پيروز مى شويم چه خداوندى قوى و شكست ناپذير است .