راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٢٩ - مرابطه ششم در نكوهش و سرزنش نفس است
از پنجاه سال نخواهد ماند معاوضه مىكنى و اين زمانى است كه تو يكى از پادشاهان روى زمين باشى و شرق و غرب در زير فرمان تو بوده و طوق طاعت تو را به گردن گرفته و همه اسباب برايت فراهم شده باشد در صورتى كه بدبختى و شقاوت تو مانع آن است كه امور خانهات به تو واگذار باشد چه رسد به كوى و محلّهات.
بنابراين اگر به سبب نادانى و كور دلى به آخرت رغبت نمىكنى و دنيا را از دست نمىدهى چرا براى برترى جستن بر پستيهاى شركاء، و رهايى از كثرت رنج و عنا، و پرهيز از سرعت فناى آن دنيا را رها نمىكنى يا چه شده است كه به اندك آن بسنده نمىكنى در حالى كه بسيار آن به تو بى رغبت شده است. و چرا به دنيا اگر تو را يارى دهد شادمانى در حالى كه در شهر تو دستههايى از يهود و مجوس هستند كه از اين حيث بر تو برترى دارند، و بيش از تو از نعمتهاى دنيا و زر و زيورهاى آن برخوردارند. تفو بر اين دنيا كه اين فرومايگان بر تو پيشى دارند. و چقدر نادان و پست همّت و سست رأيى كه از آن كه در زمره مقرّبان و صدّيقان و پيامبران باشى و تا ابد الآباد در جوار پروردگار جهانيان قرار گيرى روى گردانيدهاى تا در روزهايى اندك در صف نعال بوده و از جمله احمقها و نادانها باشى. دريغ و افسوس بر تو كه دنيا و دين را زيان كردهاى.
پس اى نفس واى بر تو شتاب كن چه مرگ نزديك و بيم دهنده وارد شده است. پس از مرگ چه كسى براى تو نماز مىگزارد و روزه مىگيرد، و چه كسى خشنودى پروردگار را برايت به دست مىآورد؟ تو جز چند روزى را در اختيار ندارى و آن سرمايه تو است اگر با آن تجارت كنى، ليكن بيشتر آن را ضايع كردهاى به طورى كه اگر باقيمانده عمرت را به گريه بر عمر تلف كرده بگذرانى باز هم درباره خودت كوتاهى كردهاى چه رسد به اين كه بقيّه عمر را نيز به همان گونه ضايع كنى و بر روش خود اصرار ورزى. آيا نمىدانى كه مرگ وعدهگاه تو، قبر خانه تو، خاك بستر تو، كرمها همنشين تو و فزع اكبر يا هراس بزرگتر در پيش روى تو است؟ آيا نمىدانى سپاه مردگان بر در شهر انتظار تو را مىكشند و همه سخت سوگند خوردهاند كه از جاى خود دور نشوند تا تو را به همراه خود ببرند؟ آيا نمىدانى آنها آرزو مىكنند كه به دنيا باز گردند تا روزى را به تدارك آنچه در آن كوتاهى كردهاند بپردازند، و تو از آنچه در آرزوى آنهاست بهرهمندى و آنها اگر بتوانند يك روز از عمرت را اگر چه به بهاى همه دنيا باشد خريدارند در حالى كه تو روزهايت را به غفلت و بطالت مىگذرانى؟ واى بر تو آيا شرم نمىكنى؟. ظاهرت را براى خلق مىآرايى، و در نهان با ارتكاب گناهان بزرگ با خداوند مبارزه مىكنى آيا از مردم شرم دارى و از خداوند شرم