راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٤١ - بيان حقيقت تفكّر و ثمرات آن
كسى كه طالب معرفت سوّم نيست ناظر گفته نمىشود لذا هر متفكّرى متذكّر است ليكن هر متذكّرى متفكّر نيست.
فايده تذكّر تكرار معارف بر دل است تا در آن رسوخ و ثبوت يابند و از دل محو نشوند.
فايده تفكّر تكثير علم و جلب معرفتى است كه حاصل نشده است، و تفاوت ميان تذكّر و تفكّر همين است. معارف هرگاه در دل جمع شود و به ترتيب مخصوصى با هم پيوند يابد معرفت تازهاى را به بار مىآورد. پس معرفت ثمره معرفت است و هرگاه اين معرفت با معرفت تازه ديگرى اتّصال يابد نتايج بسيار ديگرى به دست مىآيد. به همين گونه نتايج و علوم و تفكّر تا بى نهايت ادامه مىيابد، و راه ازدياد معارف تنها با مرگ يا موانع ديگر مسدود مىشود. البتّه اين طريقه كسى است كه بتواند از علوم بهره بردارى كند و راه ازدياد معارف و طريق تفكّر را بداند. ليكن بيشتر مردم به سبب فقدان سرمايه لازم از افزايش علوم و دانستنيها محروماند و اين سرمايه عبارت از معارفى است كه علوم از آنها به دست مىآيد، چه كسى كه فاقد سرمايه است نمىتواند سودى تحصيل كند، و اگر احيانا سرمايه را دارا باشد ليكن فنّ بازرگانى را نداند در اين صورت نيز نمىتواند سودى به دست آورد. به همين گونه است كسى كه از سرمايه معارف برخوردار باشد ليكن نداند چگونه آنها را به كار برد و در كنار هم بگذارد تا نتايج لازم را از آنها به دست آورد. چه شناخت طريق به كار بردن و بهره گرفتن از سرمايه معرفت گاهى به مدد انوار الهى است كه به مقتضاى فطرت حاصل مىشود مانند پيامبران عليه السّلام و اين بسيار ناياب و نادر است، و گاهى با آموزش و ممارست مىباشد كه اكثر همين است.
آنگاه ممكن است اين معارف براى تفكّر حاصل شود و ثمرات لازم را نيز از آنها به دست آورد، ليكن كيفيّت حصول آنها را نداند و به سبب كمى ممارست او در تعبير مطالب نتواند آنها را بيان كند، زيرا بسا انسانى كه از روى علم و تحقيق مىداند كه برگزيدن آخرت بر دنيا سزاوارتر است، ليكن اگر سبب اين شناخت از او پرسيده شود نمىتواند آن را بيان كند با آن كه معرفت جز به دو معرفت سابق حاصل نمىشود كه عبارتند از آن كه زندگى پايدارتر سزاوارتر به برگزيدن است، و حيات آخرت از زندگى دنيا پايدارتر مىباشد و از اين دو اين معرفت حاصل شده است كه آخرت به برگزيدن سزاوارتر است. بنابراين حاصل حقيقت تفكّر به حضور اين دو معرفت در دل برگشت دارد تا بتوان از طريق آنها به معرفت سوم دست يافت.
اما ثمره تفكّر عبارت از علوم و احوال و اعمال است و ليكن علم ثمره خاص آن است نه