راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣١٠ - باب سوّم سكرات مرگ و شدّت آن و حالاتى كه به هنگام مردن مستحب است
مرگ به صورت نخستين خود باز گشته بود. ابراهيم عليه السّلام گفت: اى فرشته مرگ اگر بد كار در حال مردنش جز ديدن صورت تو عذابى نداشته باشد او را بس خواهد بود«١».
اما مطيع او را در بهترين و زيباترين صورتى مىبيند. عكرمه از ابن عباس روايت كرده است كه ابراهيم عليه السّلام مردى غيور بود، خانهاى داشت كه در آن به عبادت مىپرداخت و چون از آن بيرون مىرفت آن را قفل مىكرد. روزى به خانه برگشت ناگهان ديد مردى درون خانه است به او گفت: چه كسى تو را وارد خانه من كرده است؟ گفت: مالك خانه مرا به آن در آورده است. ابراهيم عليه السّلام گفت: مالك خانه منم، گفت: كسى مرا وارد آن كرده است كه از من و تو مالكتر است، گفت: تو كداميك از فرشتگانى، پاسخ داد: من فرشته مرگم، گفت: آيا مىتوانى صورتى را كه در آن جان مؤمنان را مىگيرى به من نشان دهى؟ پاسخ داد: آرى، روى از من بگردان، ابراهيم عليه السّلام روى از او گردانيد سپس به او نگريست ديد جوانى است با صورتى زيبا و جامهاى نيكو و بوى خوش، گفت: اى فرشته مرگ! اگر مؤمن به هنگام مرگ جز صورت تو را نبيند برايش بس است.
رويدادهاى ديگر مرگ مشاهده دو فرشته نگهبان است. وهب گفته است: به ما خبر رسيده كه هيچ مردهاى نمىميرد مگر آنگاه كه دو فرشته نويسنده عمل خود را ببيند، اگر فرمان بردار باشد به او مىگويند: خداوند از ما به تو جزاى خير دهد، بسا مجلس صدق كه ما را در آن نشاندى و بسا عمل نيك كه در حضور ما انجام دادى و اگر بد كار باشد به او مىگويند: خداوند از ما به تو جزاى خير ندهد بسا مجلس بد كه ما را در آن نشاندى و بسا عمل ناشايست كه در حضور ما مرتكب شدى و سخنان زشتى كه به گوش ما رساندى آرى خداوند از ما به تو خير ندهد«٢».
. در اين هنگام چشمان ميت به سوى آنها خيره مىشود و ديگر به دنيا باز نمىگردد.
٣- گنهكاران مواضع خود را در آتش مىبينند و پيش از آن كه جايگاه خود را مشاهده كنند دچار خوف و هراس مىشوند، چه آنها در حال سكراتند، نيروى آنها سست شده، و روح آنها براى خروج آماده گرديده است ليكن روح آنها مادام كه آواز فرشته مرگ را به يكى از دو بشارت نشنود از تن بيرون نمىرود، و آن اين است كه اى دشمن خدا بشارت باد تو را به دوزخ، و اى دوست خدا مژده باد تو را به بهشت، ارباب قلوب و خرد از همين خطر
«١» جامع الاخبار، فصل ١٣٥.
«٢» جامع الاخبار، فصل ١٣٣ در قبر.