راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٥٩ - بيان چگونگى تفكّر در مخلوقات خداوند
قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ، من أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ، من نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ، ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ ثُمَّ أَماتَهُ فَأَقْبَرَهُ، ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُ«١» و نيز فرموده است: وَ من آياتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ من تُرابٍ ثُمَّ إِذا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ«٢» و نيز: أَ لَمْ يَكُ نُطْفَةً من مَنِيٍّ يُمْنى، ثُمَّ كانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى«٣» و نيز: أَ لَمْ نَخْلُقْكُمْ من ماءٍ مَهِينٍ، فَجَعَلْناهُ في قَرارٍ مَكِينٍ«٤» و نيز: أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ من نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ«٥» و نيز: إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ من نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ«٦».
سپس بيان مىكند كه چگونه نطفه را علقه و علقه را مضغه، و مضغه را استخوان قرار داديم، و فرموده است: وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ من سُلالَةٍ من طِينٍ، ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً في قَرارٍ مَكِينٍ، ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً«٧». تكرار واژه نطفه در قرآن براى آن نيست كه لفظ آن را بشنوند و در معناى آن تأمل نكنند. هم اكنون بنگر كه قطره آب گنديدهاى است كه اگر ساعتى آن را رها كنى تا هوا بر آن بوزد تباه و بد بوى مىشود چگونه آن از تيره كمر و استخوانهاى سينه بيرون مىآيد و نر و ماده گرد هم مىآيند و الفت و محبت ميان آنها برقرار و با رشته محبت و شهوت با هم جمع مىشوند و با عمل مباشرت اين نطفه از مرد بيرون كشيده مىشود، و چگونه خون حيض از اعماق عروق زن جذب و در رحم او جمع مىگردد، سپس چگونه نوزاد از نطفه خلق و به او خون حيض خورانده مىشود تا پرورش مىيابد، آنگاه چگونه خداوند نطفه را كه سفيد و روشن است به علقه سرخ و سپس به مضغه مبدل مىسازد، پس از آن چگونه
«١» عبس / ١٧ تا ٢٢: مرگ بر اين انسان كه چقدر كافر و ناسپاس است ، خداوند او را از چه چيزآفريده او را از نطفه ناچيزى آفريد: سپس اندازه گيرى كرد و موزون ساخت پس راه را براى او آسان كرد بعد او را ميراند و در گور نهاد سپس هر زمان بخواهد او را زنده مى كند.
«٢» دوم / ٢٠: از نشانه هاى او اين است كه شما را از خاك آفريد سپس انسانهايى شديد و در روى زمين انتشار يافتيد.
«٣» قيامت / ٣٧ و ٣٨: آيا او نطفه اى از منى كه در رحم ريخته مى شود نبودى سپس به صورت خون بسته در آمد و او را آفريده و موزون ساخت .
«٤» مرسلات / ٢٠ و ٢١: آيا شما را از آبى پست و ناچيز نيافريديم ؟ سپس آن را در قرار گاهى محفوظ و آماده قرار داديم .
«٥» يس /٧٧: آيا انسان نديد (نمى داند) كه ما او را از نطفه اى بى ارزش آفريديم و او (چنان صاحب قدرت و شعور و نطق شد كه ) به مخاصمه آشكار برخاست .
«٦» دهر / ٢: ما انسان را از نطفه مختلطى آفريديم : و او را مى آزماييم .
«٧» مؤ منون / ١٢ و ١٣ و ١٤: ما انسان را از عصاره اى از گل آفريديم ، سپس آن را نطفه اى در قرار گاه مطمن (رحم ) قرار داديم ، سپس نطفه را به صورت علقه (خون بسته ) آفريديم ...........