راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٠٦ - باب سوّم سكرات مرگ و شدّت آن و حالاتى كه به هنگام مردن مستحب است
خشنترين جامهها و وحشتناكترين منزلها و بزرگترين عذابهاست«١».»
به امام باقر عليه السّلام عرض شد: مرگ چيست؟ فرمود: «مانند خوابى است كه همه شب به سراغ شما مىآيد جز اين كه مدتش طولانى است و تا روز قيامت از آن بيدار نمىشوند، برخى از آنها اقسام شاديهايى را كه نمىتوان آنها را اندازه گيرى كرد در خواب مىبينند، و برخى انواع ترس و بيمهايى را كه نمىتوان اندازه آنها را تعيين كرد در خواب مشاهده مىكنند، پس چگونه خواهد بود حالت شادى و ترس آنها در مرگ. اين است مرگ كه بايد براى آن آماده شويد«٢».»
به امام صادق عليه السّلام عرض كردند: «مرگ را براى ما توصيف كن، فرمود: آن براى مؤمن مانند پاكيزهترين بوى خوشى است كه استشمام مىكند، به سبب بوى خوش آن به خواب مىرود و همه دردها و رنجها از او برطرف مىشود و براى كافر مانند گزيدن افعى و نيش كژدم و سختتر از آن است. عرض كردند، گروهى مىگويند: آن سختتر از بريدن با اره، و پاره كردن با مقراض و شكستن با سنگ، و گردش محور آسيا در حدقه چشم است، فرمود:
براى بعضى از كافران و بد كاران به همين گونه است آيا نمىنگريد برخى از آنها اين سختيها را به هنگام جان دادن مىبينند و آن (مرگ) از همه شدايد سختتر است جز از عذاب آخرت چه آن سختتر از عذابهاى دنياست. عرض كردند: چگونه است كه كافرى را مىبينيم كه جان دادنش آسان است و در حالى كه سخن مىگويد و مىخندد مانند چراغى يكباره خاموش مىشود و در ميان مؤمنان نيز كسانى به همين گونه يافت مىشوند، همچنين در ميان مؤمنان و كافران افرادى ديده مىشوند كه در هنگام سكرات مرگ همين شدايد را تحمل مىكنند، فرمود: هر آسايشى در آن موقع به مؤمنان دست دهد پاداش عاجلى است كه به آنها داده مىشود و هر شدت و سختى كه دچار شوند براى پاكيزه كردن آنها از گناهان است تا پاك و پاكيزه به آخرت باز گردند و هيچ مانعى در راه استحقاق آنها براى كسب ثوابهاى الهى وجود نداشته باشد و هر سهولتى در آن هنگام در حال كافران ديده شود براى دادن پاداش كارهاى نيك آنها در دنياست تا در زمانى كه به آخرت باز مىگردند چيزى جز آنچه عذاب آنها را ايجاب كند براى خود نداشته باشد، و شدت و سختى حال كافران به هنگام جان دادن سر آغاز مجازاتهاى الهى پس از پايان يافتن حسنات آنهاست چه خداوند
«١» معانى الاخبار،ص ٢٨٩.
«٢» معانى الاخبار،ص ٢٨٩.