راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١١٢ - در بيان معناى رضا به قضاى الهى و حقيقت و فضيلت آن
كه بنده او را در آن فرود مىآورد»«١».
در اخبار داوود عليه السّلام است كه: «دوستان مرا به انديشه دنيا چه كار است، چه انديشه شيرينى مناجات مرا از دلهايشان مىزدايد. اى داوود! من دوست دارم دوستانم روحانى و بى غم باشند».
از عيسى عليه السّلام پرسيدند بهترين اعمال چيست؟ پاسخ داد: خشنودى از خدا و دوستى او.
نقل شده است كه موسى عليه السّلام عرض كرد: پروردگارا! مرا به كارى راهنمايى كن كه خشنودى تو در آن باشد تا آن را به كار بندم. خداوند به او وحى فرمود: رضاى من در چيزى است كه مكروه توست و تو بر مكروه شكيبايى ندارى، عرض كرد: پروردگارا! مرا بر آن دلالت كن، فرمود: رضاى من آن است كه به قضاى من راضى باشى.
در مناجات موسى عليه السّلام آمده است: اى پروردگار من! كدام يك از آفريدگانت نزد تو محبوبتر است؟ فرمود: آن كه چون محبوب او را از او بگيرم با من در آشتى باشد. عرض كرد:
كدام يك از آفريدگانت مورد خشم تو است؟ فرمود: كسى كه از من در كارش طلب خير كند و هنگامى كه قضايم را بر او جارى كردم به قضايم خشنود نباشد. از اين سختتر روايت ديگرى است كه در آن آمده است: «خداوند مىفرمايد و جز من خدايى نيست، هر كس بر بلايم شكيبايى نورزد و به قضايم خشنود نباشد و بر نعمتهايم شكر نكند بايد پروردگارى جز من برگزيند»«٢» نظير آن در شدّت همان است كه پيامبر صلّى الله عليه و آله از آن خبر داده كه خداوند فرموده است: «مقادير را مقدّر كردم و تدابير را سامان بخشيدم، و آفرينش را مستحكم ساختم هر كس خشنود است من از او خشنودم تا آنگاه كه مرا ديدار كند، و هر كس خشمگين است بر او خشمگينم تا آن زمان كه مرا ملاقات كند»«٣».
در خبر آمده است كه: «خداوند مىفرمايد: نيكى و بدى را آفريدم، خوشا به حال كسى كه او را براى نيكى آفريدم و نيكى را به دست او جارى كردم، و واى بر كسى كه او را براى بدى آفريدم و بدى را به دست او روان ساختم، و واى پياپى بر آن كس كه بگويد: چرا و
«١» مسند حاكم از حديث جابر با كمى اختلاف در الفاظ و آن را صحيح دانسته ، و پيش از اين ذكر شده است .
«٢» عراقى گفته است : الكبير طبرانى و الضعفاء ابن حبان از حديث ابى هندالدرى آن را روايت كرده اند و در آن به همين اكتفا شده كه فرموده است : ((هر كس به قضاى من راضى نباشد و بر بلايم شكيبايى نورزد پروردگارى جز من طلب كند)) و سند آن ضعيف است .
«٣» به حديثى با اين الفاظ دست نيافتم .