راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٤٠ - بيان احوال قبر و گفتار عارفان بر قبور
إذا جائني يوم القيامة قائد *** عنيف و سوّاق يسوق الفرزدقا«١»
لقد خاب من أولاد آدم من مشى *** إلى النّار مغلول القلادة أزرقا«٢»
يقاد إلى نار الجحيم مسربلا *** سرابيل قطران لباسا محرّقا«٣»
اذا شربوا فيها الصّديد رأيتهم *** يذوبون في حرّ الصّديد يمزّقا«٤»
راوى مىگويد: مردم از ابيان فرزدق به گريه افتادند به گونهاى كه محاسن آنها از اشك چشمشان تر شد و نيز درباره اهل قبور گفتهاند:
قف بالقبور و قل على ساحاتها *** من منكم المغمور في ظلماتها«٥»
و من المكرّم منكم في قعرها *** قد ذاق برد الأمن من روعاتها«٦»
امّا السّكون لذي القبور فواحد *** لا يستبين الفضل في درجاتها«٧»
لو جاوبوك لأخبروك لأخبروك بألسن *** تصف الحقائق بعد من حالاتها«٨»
امّا المطيع فنازل في روضة *** يفضى إلى ما شاء من راحاتها«٩»
و المجرم الطّاغي بما متقلّب *** في حفرة يأوي إلى حيّاتها«١٠»
و عقارب تسعى اليه فروحه *** في شدة التّعذيب من لدغاتها«١١»
مىگويم: سپس غزّالى كلماتى از اين قبيل، از اين طايفه نقل و پس از آن ابياتى چند را كه بر قبرها نوشته ديده ذكر كرده است، و از آن جمله است:
تناجيك اجداث و هنّ سكوت *** و سكّانها تحت التّراب خفوت«١٢»
«١» هنگامى كه جلودارى درشتخو نزد من بيايد » و زاننده اى كه فرزدق را براند
«٢» براستى نوميد شد از اولاد آدم آن كه » با گردنى در زنجير و چشمانى كبود به سوى آتش رفت .
«٣» به سوى آتش كشيده مى شود » با پيراهنى از قطران و لباسى سوزنده
«٤» هنگامى كه زردباب مى نوشند آنها را مى بينى » كه بر اثر سوزندگى زرداب گداخته و پاره پاره مى شوند.
«٥» بايست بر گورها و بر ساحت آنها بگو » كيست از شما كه فرو رفته در تاريكيهاى آن است .
«٦» و كيست از شما كه در ته آن گرامى است » و خنكى ايمنى از ترسها آن را چشيده است .
«٧» اما خاموشى صاحبان قبرها يكى است » و در درجات آن برترى ديده نمى شود.
«٨» اگر به تو پاخس دهند تو را با زبانهايى خبر دهند » كه حقايق را هنوز از حالات آن توصيف مى كند.
«٩» اما فرمانبردار فرود مى ايد در مرغزارى » ككه مى رسد به آنچه از راحتيها مى خواهد
«١٠» و گنهكار خيره سر زير و بالا مى شود » در حفره خود و به ما رها پناه مى برد.
«١١» و كژدمهايى كه به سوى او مى دوند و روح او » در منتهاى عذاب از نيشهاى آنهاست .
«١٢» گورها با تو راز مى گويند با آن كه خاموشند » و ساكنان آنها در زير خاك پنهانند.