راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٩٥ - روز قيامت و سختيها و نامهاى آن
فرستاده بودم به تو رسانيده است؟ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله عرض مىكند: آرى اى پروردگار من همه آنچه را از كتاب و حكمت و دانش خود به او وحى و به وسيله او فرستاده بودى به من ابلاغ كرده و رسانيده است، خداوند به محمّد صلّى الله عليه و آله مىفرمايد: آيا آنچه جبرئيل از كتاب و حكمت و دانش من به تو رسانيده به امّت خود ابلاغ كردهاى؟ پيامبر صلّى الله عليه و آله عرض مىكند: آرى اى پروردگار من همه آنچه را از كتاب و حكمت و دانش تو به من وحى شده است به امّتم رسانيدهام و در راه تو مجاهده كردهام، خداوند به محمّد صلّى الله عليه و آله مىفرمايد: چه كسى بدين امر گواهى مىدهد؟ عرض مىكند: اى پروردگار من در تبليغ رسالتم تو و فرشتگانت و نيكان امّتم گواه منند و گواهى تو كافى است. فرشتگان فرا خوانده مىشوند و همه بر تبليغ رسالت محمّد صلّى الله عليه و آله گواهى مىدهند، سپس امّت محمّد صلّى الله عليه و آله احضار و از آنها سؤال مىشود كه آيا محمّد صلّى الله عليه و آله رسالت و كتاب و حكمت و دانش مرا به شما ابلاغ كرده و به شما آموخته است يا نه؟ آنها گواهى مىدهند كه محمّد صلّى الله عليه و آله رسالت خود و حكمت و علم را به آنها تبليغ كرده است، خداوند به محمّد صلّى الله عليه و آله مىفرمايد: آيا در ميان امّتت پس از خود كسى را جانشين خويش قرار دادى تا به ترويج حكمت و دانش من در ميان آنها اقدام و كتاب مرا براى آنها تفسير و آنچه را پس از تو در آن اختلاف مىكنند براى آنها روشن كند و حجّت و خليفه من در زمين باشد؟ محمّد صلّى الله عليه و آله عرض مىكند: آرى اى پروردگار، من برادر و وزير و وصىّ و بهترين افراد امّتم علىّ بن ابى طالب را جانشين خود كردم و در حيات خود او را علم و نشانه قرار دادم آنها را دعوت كردم كه او را فرمانبردار باشند و مقرّر كردم كه او در ميان امّتم جانشين من است و امامى است كه امّت پس از من تا روز قيامت بايد به او اقتدا كنند. سپس علىّ بن ابى طالب عليه السّلام احضار و به او گفته مىشود: آيا محمّد صلّى الله عليه و آله به تو وصيّت كرد و در حيات خود تو را جانشين خويش و علم براى امّتش قرار داد يا نه؟ و آيا پس از او به جانشينى وى در ميان امّتش قيام كردى؟ على عليه السّلام عرض مىكند: آرى اى پروردگار من محمّد صلّى الله عليه و آله به من وصيّت كرد و مرا در ميان امّتش جانشين خود و در حياتش علم براى آنان قرار داد، امّا هنگامى كه محمّد صلّى الله عليه و آله به جوار تو رحلت فرمود امّتش مرا انكار و با من مكر كردند و مرا ضعيف شمردند و نزديك بود مرا بكشند، و آن را كه مؤخّر از من قرار داده بودى مقدّم و آن را كه مؤخّر داشته بودى مقدّم كردند، سخنم را گوش ندادند و فرمانم را اطاعت نكردند با آنها كار زار كردم تا آنگاه كه مرا كشتند. به على عليه السّلام گفته مىشود: آيا در ميان امّت محمّد صلّى الله عليه و آله جانشينى پس از خود قرار دادى كه حجّت و خليفه من در زمين باشد و بندگانم را به دين و طريقه من دعوت كند، على عليه السّلام عرض مىكند: آرى اى پروردگار من فرزندم حسن پسر دختر