راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٢٥ - چگونگى دوزخ و هولها و عذابهاى آن
آسايشى براى آنهاست ليكن از اين عمل نيز ممنوع مىشوند.
محمّد بن كعب قرظى گفته است: دوزخيان را پنج دعاست، خداوند چهار دعاى آنها را پاسخ مىدهد، و چون به دعاى پنجم مىرسند ديگر هرگز سخن نمىگويند. آنان مىگويند:
رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ من سَبِيلٍ«١»، خداوند در پاسخ آنها مىفرمايد: ذلِكُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِيَ الله وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَ إِنْ يُشْرَكْ به تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ «٢» .
پس از آن مىگويند: رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً«٣»، خداوند به آنها پاسخ مىدهد:
أَ وَ لَمْ تَكُونُوا أَقْسَمْتُمْ من قَبْلُ ما لَكُمْ من زَوالٍ«٤». سپس مىگويند: رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ«٥»، خداوند پاسخ مىدهد: أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فِيهِ من تَذَكَّرَ وَ جاءَكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَما لِلظَّالِمِينَ من نَصِيرٍ«٦». بعد از آن مىگويند: رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا وَ كُنَّا قَوْماً ضالِّينَ، رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا ظالِمُونَ«٧». خداوند در پاسخ آنها مىفرمايد: اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ«٨»، پس از اين ديگر هرگز سخن نمىگويند، و اين شديدترين عذاب براى آنهاست.
مالك بن انس مىگويد: زيد بن اسلم درباره قول خداوند متعال: سَواءٌ عَلَيْنا أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا ما لَنا من مَحِيصٍ«٩» گفته است: صد سال شكيبايى مىورزند، سپس صد سال ديگر بيتابى مىكنند، پس از آن مىگويند: سَواءٌ عَلَيْنا أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا.
پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله فرموده است: «روز قيامت مرگ را به صورت قوچى كبود رنگ
«١» مومن / ١١: پروردگارا ما دو بار ميراندى و دو با زنده كردى ، اكنون به گناهان خود معترفيم ، ايا راهى براى خروج از دوزخ وجود دارد؟،
«٢» مومن / ١٢: اين به خاطر آن است كه وقتى خداوند به يگانگى خوانده مى شود انكار مى گرديد و اگر كسانى براى او شريك قائل مى شدند ايمان مى آورديد هم اكنون داورى مخصوص خداوند بلند مرتبه و بزرگ است .
«٣» سجده / ١٢: پروردگارا ديديم و شنيديم مارا بازگردان تا عمل صالح به جا آوريم .
«٤» ابراهيم / ٤٤:...مگر پيش از اين شما سوگند ياد نكرده بوديد كه زوال و فنايى برايتان نيست ؟
«٥» فاطر / ٣٧، پروردگار ما را بيرون آور تا عمل صالح به جا آوريم غير از آنچه انجام مى داديم .
«٦» فاطر / ٣٨: ايا شما را به اندازه اى كه انسان در آن متذكر مى شود عمر نداديم ؟ و انذار كننده به سوى شما نيامد؟ پس بچشيد كه براى ستمگران هيچ ياورى نيست .
«٧» مومنون / ١٠٧ و ١٠٨: مى گويد: پروردگارا شقاوت ما بر ما چيره شد و ما قوم گمراهى بوديم ، پروردگارا ما را از آن بيرون آور اگر بار ديگر تكرار كرديم قطعا ستمگريم (و مستحق عذاب ).
«٨» مومنون / ١٠٩: دور شويد در دوزخ و با من سخن نگوييد.
«٩» ابرهيم / ٢١:....چه بيتابى كنيم و چه شكيبايى ، تفاوتى براى ماندارد، راه نجاتى نيست .