راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٤٥ - بيان حقيقت تفكّر و ثمرات آن
همچنين هر يك از صفات محبوب نيز به همين اقسام منقسم مىشود و اگر آنها جمع شوند موارد تفكّر از صد قسم تجاوز خواهد كرد. و بنده در همه يا اكثر آنها ناگزير از تفكّر است. ما اگر بخواهيم هر يك از اين اقسام را شرح دهيم سخن به درازا مىانجامد. ليكن اين قسم كه متعلّق به علم معامله است منحصر به چهار نوع است كه عبارتند از طاعات، معاصى، منجيات، مهلكات، و ما بايد براى هر يك از آنها مثالى بياوريم تا مريد صفات ديگر را با آنها قياس كند و در نتيجه تفكّر به رويش باز و راه آن برايش هموار شود.
نوع اوّل معاصى است- بنده بايد در بامداد هر روز همه اعضاى هفتگانهاش را به تفصيل و پس از آن بدنش را به اجمال بررسى كند كه آيا در حال به وسيله آنها گناهى را مرتكب است تا آن را ترك كند يا در روز گذشته مرتكب گناهى شده تا با ترك و پشيمانى آن را جبران كند، يا امروز در معرض آن قرار مىگيرد تا خود را براى احتراز و دورى از آن آماده
سازد. به زبانش بنگرد و بگويد اين عضو مرتكب غيبت، دروغ، خود ستايى، استهزاء، مجادله، شوخى، بيهوده گويى و مكروهات ديگر مىشود از اين رو بايد نخست نفس خود را متقاعد كند كه اين اعمال در پيشگاه حق تعالى مكروه و ناپسندند و در شواهد قرآن و سنت كه دلالت بر شدّت عذاب مرتكب اين اعمال دارند بينديشد سپس در احوال خود بنگرد كه چگونه ناخودآگاه اين امور از او سر مىزند و فكر كند كه چطور بايد از اين اعمال دورى جويد، و سرانجام بداند كه اين امر ميسّر نمىشود مگر آن كه عزلت و تنهايى را اختيار كند بدين گونه كه فقط با افراد شايسته و پرهيزگارى همنشين شود كه اگر چيزى بگويد كه مكروه خداوند است او را انكار و سرزنش كنند و اگر با غير اين افراد همنشين گردد بايد سنگى در دهان خود بگذارد تا او را پيوسته به صيانت نفس از گناه ياد آور شود، و براى احتراز از آن به همين گونه چاره جويى كند.
همچنين درباره سامعه خود بينديشد كه آن به غيبت و دروغ و سخنان بيهوده و لهو و بدعت گوش مىدهد و اينها را از اين و آن مىشنود و فكر كند كه چگونه بايد از اينان دورى جويد به اين كه از آنها كناره گيرى كند يا هر زمان كه اين گونه سخنان را از آنها مىشنود نهى منكر كند.
و نيز درباره شكمش بينديشد كه به وسيله آن با خوردن و آشاميدن خدا را نافرمانى مىكند، و اين يا به سبب كثرت خوردن از حلال است، چه پرخورى در نزد خداوند مكروه و موجب تقويت شهوت است كه سلاح شيطان دشمن خداست و يا بر اثر خوردن حرام و طعام شبهه ناك مىباشد از اين رو بايد بنگرد كه خوراك، لباس، مسكن و پيشه او از كجا تهيّه