راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٨٦ - بخش اول در مقدّمات مرگ و توابع آن تا نفخه صور و اين مشتمل بر هشت باب است
خاندان و اصحاب (پاك) او باد.
امّا بعد. براى كسى كه مرگ سرنوشت او، خاك خوابگاه او، كرمها همدم او، منكر و نكير و همنشين او، قبر جايگاه او، اندرون زمين قرارگاه او، قيامت وعده گاه او، و بهشت يا دوزخ منزل پايانى اوست سزاوار است كه جز در مرگ نينديشد، و جز از آن ياد نكند، و جز به آن ننگرد، و جز بر آن آرام نشود، و جز براى آن نكوشد، و جز گرد آن نگردد، و جز آن را انتظار نداشته باشد. شايسته است خود را از زمره مردگان شمارد و از اهل گورستان بداند زيرا هر چه آمدنى است نزديك است و دور آن است كه آمدنى نباشد. پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله فرموده است:
«زيرك كسى است كه نفس خود را خوار و براى پس از مرگ كار كند». آماده شدن براى چيزى تنها زمانى ميسّر است كه ياد آن در دل پيوسته تجديد شود و ذكر پياپى آن در دل تنها در صورتى امكان پذير است كه به ياد آوريها گوش فرا دهد و به هشدارها توجّه كند. ما از امر مرگ و مقدّمات و لو احق آن و نيز از احوال آخرت و قيامت و بهشت و دوزخ آنچه را آدمى ناگزير است پيوسته آن را ياد و تكرار كند و با بينش در آن بينديشد ذكر مىكنيم تا ذكر آنها شنونده را به آمادگى براى اين سفر برانگيزد چه هنگام كوچيدن از اين دنيا نزديك شده و از عمر جز اندكى باقى نمانده است و مردم درخواب غفلت فرو رفتهاند چنان كه خداوند فرموده است: اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ في غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ«١». ما آنچه را به مرگ مربوط است در دو بخش ذكر مىكنيم:
بخش اول در مقدّمات مرگ و توابع آن تا نفخه صور و اين مشتمل بر هشت باب است:
باب اوّل- در فضيلت ذكر مرگ و ترغيب به آن باب دوّم- در درازى و كوتاهى آرزو باب سوّم- در سكرات مرگ و شدّت آن و آنچه به هنگام مردن مستحبّ است باب چهارم- در وفات پيامبر صلّى الله عليه و آله باب پنجم- درباره گفتار صالحان به هنگام احتضار باب ششم- درباره گفتار اهل معرفت بر جنازهها و قبرها و حكم زيارت قبور باب هفتم- در حقيقت مرگ و آنچه مرده تا نفخه صور در قبر مىبيند باب هشتم- در آنچه از احوال مردگان به صورت مكاشفه در خواب دانسته شده است
«١» انبياء / ١: حساب مردم به آنها نزديك شده است و آنها در غفلت و روگردانند.