راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٢٦ - باب چهارم در وفات پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله
گرفت ما را بدان بشارت ده و اگر دانستهاى كه ما در برابر آن مغلوب خواهيم شد درباره ما سفارش كن، فرمود: پس از من شما مستضعف خواهيد بود و ديگر چيزى نفرمود. آنها برخاستند در حالى كه گريه مىكردند و از پيامبر صلّى الله عليه و آله نوميد شده بودند. پس از آن كه آنها از نزد آن حضرت بيرون رفتند فرمود: علىّ بن ابى طالب و عمويم عبّاس را نزد من باز گردانيد، چون آنها حاضر شدند به عبّاس فرمود: اى عمّ! آيا وصيّتم را مىپذيرى و وعدههايم را وفا و وامهايم را ادا مىكنى؟ عبّاس گفت: اى برادر زاده عمويت پيرى سالخورده است و عائلهاى سنگين دارد، و تو در جود و كرم بر باد پيشى مىگيرى. و وعدههايى را بر عهده گرفتهاى كه عمويت نمىتواند به ايفاى آنها اقدام كند. پيامبر صلّى الله عليه و آله رو به امير مؤمنان عليه السّلام كرد و فرمود: اى برادر! آيا وصيّت مرا مىپذيرى و وعدههايم را وفا و وامهايم را ادا و پس از من به اصلاح امور خانوادهام قيام مىكنى؟ عرض كرد: آرى اى پيامبر خدا پدر و مادرم فدايت باد.
پيامبر صلّى الله عليه و آله فرمود: نزديك من بيا، امير مؤمنان به نزديك او رفت، آن حضرت وى را به سينه خود چسبانيد و ميان دو چشمش را بوسيد و يكديگر را در آغوش كشيدند و هر دو گريستند آنگاه پيامبر صلّى الله عليه و آله انگشترش را از انگشتش بيرون آورد و به امير مؤمنان فرمود: اين را بگير و در دست خود كن سپس خواست تا شمشير، زره، جامه جنگ، اسب، ناقه، قاطر و شالى را كه به هنگام پوشيدن سلاح و بيرون رفتن براى جنگ بر كمر مىبست حاضر كنند و همه آنها را به امير مؤمنان عليه السّلام داد و فرمود: آنها را به اميد خدا به منزلت ببر.
راوى مىگويد: ابن عبّاس از پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله اجازه ورود خواست آن حضرت به او اجازه داد، چون وارد شد عرض كرد: اى پيامبر خدا پدر و مادرم فدايت باد آيا اجل تو نزديك شده است؟ فرمود: آرى، عرض كرد؟ اى پيامبر خدا مرا چه دستورى مىدهى؟ فرمود: اى پسر عبّاس مخالفت كن با كسى كه با على مخالفت كند و پشتيبان و دوست آنها مباش. ابن عبّاس عرض كرد: اى پيامبر خدا! چرا مردم را دستور نمىدهى كه مخالفت با او را ترك كنند پيامبر صلّى الله عليه و آله گريست به طورى كه از هوش رفت، و پس از آن كه به حال خود آمد فرمود: اى ابن عبّاس قلم تقدير و علم پروردگار نسبت به آنها پيشى گرفته، سوگند به آن كه براستى مرا به پيامبرى برانگيخته است هيچ يك از كسانى كه با او مخالفت و حقّ او را انكار كنند از دنيا نمىرود جز اين كه خداوند نعمتى را كه به او ارزانى داشته است دگرگون مىكند. اى پسر عبّاس اگر مىخواهى خداوند را در حالى ملاقات كنى كه از تو خشنود باشد راه علىّ بن ابى طالب را برگزين و به هر سو كه رو آورد رو آور و به پيشوايى او خشنود باش و دشمن بدار كسى را كه با او دشمنى كند و دوست بدار آن كه را با او دوستى ورزد، اى ابن عبّاس بپرهيز از