راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٢٤ - باب چهارم در وفات پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله
بگو تا با مردم نماز بگذارد، بلال گمان كرد عايشه اين سخن را از سوى پيامبر صلّى الله عليه و آله به او گفته است لذا به مردم گفت: ابو بكر را مقدّم بداريد، و در اين موقع ابو بكر و عمر و همراهان آنها به مسجد در آمده بودند. عايشه صهيب رومى را نزد ابو بكر فرستاد و به او پيغام داد كه من به بلال دستور دادهام كه به مردم بگويد با ابو بكر نماز بگزارند پس بر جماعت مقدّم باش تا بلال اين دستور را به تو برساند. ابو بكر پيش رفت و وارد محراب شد هنگامى كه تكبير نماز گفت پيامبر صلّى الله عليه و آله به هوش آمد و تكبير را شنيد، به على عليه السّلام فرمود: چه كسى است كه با مردم نماز مىگزارد، عرض كرد: اى پيامبر خدا عايشه و حفصه به بلال دستور دادهاند كه به ابا بكر بگويد با مردم نماز بگزارد، پيامبر صلّى الله عليه و آله فرمود: تكيه گاه من باشيد و مرا به مسجد ببريد به خدا سوگند فتنهاى بر اسلام وارد شده كه آسان نيست. سپس به عايشه و حفصه نگاهى خشمگينانه كرد و به آنها فرمود: آگاه باشيد شما مانند زنان مصرى نسبت به يوسف هستيد.
مقصود آن حضرت اين بود كه زنان مصرى به يوسف تهمت زدند و آنچه را شيطان گمراه اراده كرده بود از يوسف مىخواستند. از اين رو پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله عايشه و حفصه را به آنها تشبيه كرد چه آنها با گفتن اين كه پيامبر صلّى الله عليه و آله به خود مشغول مىباشد و على نمىتواند از او جدا شود و دستور داده است ابا بكر با مردم نماز گزارد به آن حضرت تهمت زدند. سپس پيامبر صلّى الله عليه و آله در حالى كه دستمالى بر سرش بسته شده و به على و فضل بن عبّاس تكيه داده بود و بر اثر ضعف پاهايش بر زمين كشيده مىشد از منزل بيرون آمد و هنگامى كه مسلمانان آن حضرت را ديدند كه با اين حالت وارد مسجد مىشود سخت بر آنها گران آمد. پيامبر صلّى الله عليه و آله جلو رفت و ابا بكر را از محراب دور كرد و خود نماز را نشسته با مردم به جا آورد، و تا آنگاه كه پيامبر صلّى الله عليه و آله نماز را به طور كامل گزارد بلال تكبيرات آن حضرت را به مردم مىشنوانيد.
پس از آن روى به مردم كرد و ابا بكر را نديد لذا فرمود: «آيا از پسر ابى قحافه و يارانش دچار شگفتى نمىشويد، من آنها را تحت فرماندهى اسامه به سمتى كه تعيين كردهام روانه ساخته بودم، اما آنها به مدينه باز گشتهاند تا فتنه بر پا كنند، آگاه باشيد خداوند آنان را دستخوش اين فتنه خواهد ساخت. مرا به سوى منبر بريد سپس با حالتى نزار به پا خاست و به سبب شدّت ضعف مردم او را بر پايينترين پلّه منبر نشانيدند. آن حضرت نخست حمد و سپاس الهى را چنان كه شايسته ذات مقدس اوست به جا آورد سپس فرمود: اى مردم! من چيزى را در ميان شما به جا مىگذارم كه اگر به آن تمسّك جوييد پس از من هرگز گمراه نخواهيد شد و آن كتاب خدا و عترت من يعنى خاندانم مىباشد چه اين دو از هم جدا نمىشوند تا آنگاه كه در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند. پس به آنها تمسّك جوييد و