راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٧٥ - بيان حقيقت صدق و معنا و مراتب آن
درهم و بنده جامه و لباس نقشدار«١»»، آنان هر كس را كه دلش وابسته به چيزى است بنده آن ناميدهاند، و بنده حق تعالى كسى است كه نخست خود را از غير او آزاد كند تا آزادهاى مطلق گردد. هنگامى كه اين آزادگى حاصل شود دل فارغ و آماده مىشود تا بندگى خداوند در آن جاى گيرد. اين بندگى او را به خدا و محبّت او مشغول مىكند و باطن و ظاهر او را به طاعت او پايبند مىسازد، و او مراد و مقصودى جز خداوند نخواهد داشت. سپس هرگاه از اين حد بگذرد به مقامى عاليتر كه آن را «حريّت» مىنامند مىرسد، و در اين مقام از خودى خود و اراده و خواستهايش در برابر خداوند آزاد مىشود و در آنچه حق تعالى برايش مىخواهد اعمّ از آن كه تقربش دهد يا دورش كند قانع مىشود، و ارادهاش در اراده خداوند فانى مىشود. او بندهاى خواهد بود كه از غير خدا آزاد و «حرّ» گرديده سپس بازگشته و از نفس خويش نيز آزاد شده و از آن حرّيّت يافته و در نتيجه براى نفس خود مفقود و براى آقا و مولاى خود موجود شده است. اگر او را حركت دهد به حركت مىآيد و اگر او را ساكن گرداند ساكن مىشود اگر او را گرفتار كند راضى است و در او امكانى براى طلب و خواهش يا اعتراض باقى نيست بلكه او در برابر خداوند مانند مرده در برابر غسّال است، و اين منتهاى صدق در عبوديّت است. بنابراين بنده حق كسى است كه وجودش براى مولايش باشد نه براى نفسش و اين درجه صدّيقان است امّا حريّت از غير خدا درجه صادقان مىباشد و پس از احرار اين درجات است كه عبوديّت براى خدا تحقّق مىيابد و آنچه پيش از اين است صاحب آن شايستگى ندارد كه صادق يا صديق گفته شود و معناى صدق در قول همين است.
صدق دوم در نيّت و اراده است و آن به اخلاص بازگشت دارد. كسى كه داراى اين درجه از صدق است در همه حركات و سكنات خويش جز خداوند انگيزهاى ندارد، و اگر شايبهاى از لذّتهاى نفسانى با نيّت و اراده او آميخته شود صدق نيّتش باطل مىشود و رواست كه چنين كسى كاذب گفته شود. چه همان گونه كه در باب فضيلت اخلاص ضمن حديث سه شخصى كه در قيامت از آنها بازخواست مىشود ذكر كرديم، از عالم مىپرسند كه «در آنچه دانستى چه كردى؟ پاسخ مىدهد: فلان كار و فلان كار را انجام دادم، خداوند مىفرمايد: دروغ گفتى چه تو خواستى كه بگويند فلانى عالم است». در اين جا خداوند، عالم را تكذيب نكرده و به او نفرموده است كه به دانش خود عمل نكردى بلكه اراده و نيّت او را تكذيب كرده است.
يكى از پيشينيان گفته است: صدق عبارت از صحت توحيد در قصد است، از اين رو خداوند
«١» صحيح بخارى از حديث ابى هريره و پيش از اين ذكر كرده است .