اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٣٤ - بررسى كلام مرحوم آخوند
«الجسم بياض» و «الجسم أبيض» فرق گذاشت- و واقعاً هم بين اين دو، فرق وجود دارد- ولى معنايى را كه صاحب فصول رحمه الله در «الجسم أبيض» مطرح كرد، معناى تامّ و تمامى است امّا آنچه در مورد «الجسم بياض» بيان كرد، معناى صحيحى نيست زيرا بين جسم و بياض هيچگونه اتّحادى وجود ندارد، بين وجود جسم و وجود عرض، كمال مغايرت وجود دارد. حال كه چنين است، شما در «الجسم بياض» چه كارى مىخواهيد انجام دهيد؟ در «الجسم بياض» مىخواهيد همان واقعيت را ارائه دهيد. در «الجسم بياض»- به حسب واقعيّت- هيچگونه اتّحاد و هوهويّتى تحقّق ندارد. و اگر واقعيّت را كنار مىگذاريد و همانطورى كه عبارت شما دلالت مىكند، مجموعه مركّبى از جسم و بياض را موضوع و خصوص بياض را محمول قرار مىدهيد، اين مطلب با قطعنظر از اشكالى كه مرحوم آخوند به ايشان وارد كرد- يعنى مغايرت بين جزء و كلّ- اشكال ديگرى نيز دارد و آن اين است كه ما از صاحب فصول رحمه الله سؤال مىكنيم: شما اين قضيّهاى كه اينگونه اعتبار مىكنيد چه نامى برآن مىگذاريد؟ ما گفتيم: مسأله انشاء در كار نيست كه اعتبار به دست انشاءكننده باشد، اينجا مسأله اعتبار مطرح نيست. شما در مقام اخبار مىباشيد و اخبار، كارى به اعتبار شما ندارد. اخبار يعنى بهوسيله الفاظ، آينهاى به دست مستمع بدهيد كه از آن آينه، واقعيّت را نگاه كند و حقيقت را ملاحظه كند. البته مقصود ما جمله خبريه صادقه است نه كاذبه. آنوقت اين چه معنا دارد كه جمله خبريّه را در اختيار اعتبار خودتان قرار داده و مجموع را به عنوان شىء واحدى اعتبار كرده و موضوع قرار دهيد و بياض را هم محمول؟ در نتيجه اين حرف صاحب فصول رحمه الله با قطع نظر از اشكال صاحب كفايه رحمه الله، حرف باطلى است، زيرا در واقعيّت، دو مطلب متغاير و غير قابل حمل است. حمل جوهر بر عرض يا عرض بر جوهر، امكان ندارد و با اعتبار نمىتوان تغاير واقعى را برطرف كرد. لذا يكى از نتايجى كه برآن مطلب اساسى ما مترتّب مىشود بطلان كلام صاحب فصول رحمه الله است. ٢- مرحوم آخوند و جماعتى ديگر از بزرگان معتقدند در قضاياى حمليّه اگرچه به