اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥١١ - تحقيق در ارتباط با بساطت و تركيب در معناى مشتق
الضرب» معناى مركّبى است»؟ خير، فرقى بين اين دو نيست. ممكن است به ذهن شما بيايد كه در زبان فارسى، ما از كلمه «ضارب» يك معنا- يعنى «زننده»- را استفاده مىكنيم. مىگوييم: همين «زننده» نيز محلّ بحث است كه آيا معناى بسيطى است يا معناى مركّب؟ زنندهاى كه هم زدن در آن مطرح است، هم شخص مطرح است و هم ارتباط بين زدن و شخص در آن مطرح است. البته كلمه، واحد است ولى منافات ندارد كه همين كلمه واحد، معناى تركيبى داشته باشد، خصوصاً در مشتق ازنظر لغت عرب و لغات ديگر كه ما مىبينيم مادّه وجود دارد و هيئت هم وجود دارد و هركدام از اينها وضع مستقلّى دارند. و جاى تعجّب است كه با وجود اين مسائل، چطور ادّعا مىشود كه مشتق، يك مفهوم بسيط دارد؟ مادّه و هيئت، مثل دو كلمهاند، همانطور كه در غلام زيد وقتى مسأله تركيب را مطرح مىكرديم مىگفتيم: «دو معنا به ذهن مىآيد». هرچند غلام زيد از نظر ادبى جمله نيست بلكه يك كلمه است. غلام زيد مبتدا يا خبر واقع مىشود، مضاف و مضاف اليه كلمه واحده مىباشد ولى ذهن ما از شنيدن غلام، به يك معنا و از شنيدن زيد، به معناى ديگر منتقل مىشود.
در باب مشتق كه مركّب از هيئت و مادّه است، مادّه، تحصّل مستقلّى ندارد مگر به صورت مصدر و اسم مصدر، و وقتى هم در ضمنِ مشتق واقع مىشود، تحصّل مستقلّى ندارد ولى درعينحال آيا مادّهاى كه در ضمن مشتق مىآيد، براى چيزى وضع نشده است؟ پيداست كه ارتباط مادّه و هيئت و تحصّل مادّه در ضمن هيئت خاصّى به نام مشتق، بيانگر بيش از يك معناست و نمىتواند بيانگر يك معنا باشد.
جايى كه دو وضع وجود دارد، دو موضوع له وجود خواهد داشت. لذا بهنظر مىرسد كه مشتق داراى يك معناى تركيبى است و اين معناى تركيبى عبارت از مفهوم شىء و مفهوم ذات- كه عامترين مفاهيم است- به ضميمه مبدأ و بهضميمه تلبّس و ارتباط مفهوم شىء به مبدأ مىباشد.