اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٣٢ - نظريه صاحب معالم رحمه الله در مورد تثنيه و جمع
خصوصيات موجود در «زيد بن عَمرو» را با خصوصيات موجود در «زيد بن بكر» ملاحظه مىكنيم مىبينيم نسبت بين آنها تباين است يعنى امكان ندارد كه خصوصيات «زيد بن عَمرو» با خصوصيات «زيد بن بكر» متّحد شوند. حال كه نسبت بين افراد با ملاحظه خصوصيات فرديّه، تباين است، چطور شما اينها را تثنيه مىبنديد و مىگوييد: «زيدان»؟ شما (مرحوم آخوند) كه مىفرماييد: «در تثنيه بايد دو فرد از يك ماهيت باشد، دو مصداق از يك حقيقت باشد» آيا در تثنيه اعلام شخصيّه، ملتزم به مجازيت مىشويد؟ آيا ملتزم مىشويد كه اعلام شخصيّه، حقيقتاً قابل تثنيه نيست؟ خلاصه اشكال بر مرحوم آخوند اين است كه اگر دو فرد از افراد زيد به منزل شما آمدند و شما در مقام اخبار بگوييد: «جاءني إنسانان»، اين تثنيه، حقيقت است، زيرا «انسانان» يعنى دو مصداق از ماهيت انسان، دو فرد از ماهيت انسان، ولى اگر گفتيد:
«جاءني الزيدان» روى بيان شما اين تثنيه نمىتواند عنوان حقيقت پيدا كند، زيرا اين دو «زيد» اشتراك ندارند در ماهيت واحد، با خصوصيات فرديهاشان. بين اين دو زيد- با ملاحظه خصوصيات- مباينت كامل تحقق دارد. مرحوم آخوند در پاسخ اشكال فوق مىفرمايد: ما در تثنيه يك ماهيت اختراعيه و جعليه درست مىكنيم و تثنيه را در ارتباط با آن ماهيت به كار مىبريم ما «زيد» را به «مسمّاى به زيد» تأويل مىكنيم و از «مسمّاى به زيد» يك كلّى درست مىكنيم.
«مسماى به زيد» يك كلّى اختراعى و جعلى است سپس «زيدان» را به صورت تثنيه مطرح مىكنيم. در اين صورت، فرديّت زيد براى عنوان كلّى «المسمّى بزيد» محرز است. به عبارت روشنتر: دو «زيد» با خصوصيات فرديه جامع اشتراكِ انسانيت ندارند.
جامع اشتراكِ انسانيت با قطع نظر از خصوصيات فرديّه است ولى همين دو «زيد» با خصوصيات فرديّه مصداق براى «المسمّى بزيد» است و دو فرد از اين ماهيت است.
وقتى يك چنين ماهيتى درست شد آنوقت تثنيه در ارتباط با اين ماهيت درست مىشود يعنى دو فرد واقعى مشترك در ماهيت «المسمّى بزيد»، كه لازمه بيان ايشان اين است كه اگر ما مسئله را اينطور در نظر نگيريم، تثنيه «زيد» به «زيدان» نمىتواند