اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٦٧ - دليل سوّم صحيحى
هم كه استعمال شود، نياز استعمالى را برطرف مىكند. آيا واقعيت مسئله به اين صورت است؟ يا اين كه چهبسا نياز استعمالى در مورد نماز فاسد، قوىتر از نياز استعمالى در اصل نماز صحيح باشد، زيرا نماز صحيح، عبارت از نمازى است كه واجد همه اجزاء و شرايط باشد و درحقيقت، بيش از يك بُعد ندارد ولى نماز فاسد داراى ابعاد مختلفى است، فساد نماز، گاهى به جهت عدم طهارت و گاهى به جهت عدم ركوع و ... است. به تعدد اجزاء و شرايطى كه در باب نماز مطرح است، راه براى فساد نماز وجود دارد. و از طرفى بسيارى از مردم، به خيلى از خصوصياتى كه در نماز معتبر است، جاهل مىباشند. به همين جهت بهطور مرتب به ائمه جماعات مراجعه كرده و در ارتباط با نماز خود سؤال مىكنند، وقتى انسان اينها را بررسى كند مىبيند نياز استعمالى به استعمال صلاة در مورد نمازهاى فاسد به حدّى زياد است كه ممكن است كسى ادعا كند نياز استعمالى صلاة در باب صلاة فاسد بيش از نياز استعمالى صلاة در باب صلاة صحيح است زيرا كسى كه صلاتش صحيح است، ديگر مسئله نمىپرسد و نياز ندارد كه جهتى را در مورد او مطرح كنند ولى در مورد اختلال اجزاء و شرايط نماز چقدر بايد كلمه صلاة استعمال شود و در گفتهها و نوشتهها به كار رود! لذا بهنظر ما نه تنها اين دليل نمىتواند مدّعاى صحيحى را ثابت كند، بلكه شايد اعمّى بيايد و از آب گلآلود ماهى بگيرد و بگويد اين دليل، به نفع ماست زيرا ما مىگوييم: نياز استعمالى در مورد نمازهاى فاسد بيش از نماز صحيح است. در ارتباط با مركبات خارجى و اختراعات نيز همينطور است. كسى كه اتومبيلش سالم است كمتر نياز استعمالى به لفظ اتومبيل پيدا مىكند ولى اگر اتومبيلش خراب باشد، به عدد هر عيبى مجبور است كلمه اتومبيل را به كار ببرد و نياز استعمالى به اين لفظ دارد و مىگويد: اتومبيل من، دندهاش خراب است، اتومبيل من چراغش خراب است و ... لذا در اينها هم نياز استعمالى در مورد فاسدشان بيش از نياز استعمالى در مورد صحيح است. خلاصه ممكن است اعمّى بگويد: ما وضع را در ارتباط با نياز استعمالى مىبينيم و