اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٨٧ - ٣- كلام محقق اصفهانى رحمه الله
ماهيت آن روشن و واضح است ولى وقتى به نماز- به عنوان يك ماهيت اعتبارى- نگاه مىكنيم، ملاحظه مىكنيم ماهيت آن مبهم و غير واضح است امّا اين ماهيت، با همين ابهامى كه دارد در ذهن متشرعه مىآيد. هروقت متشرعه، كلمه صلاة را مىشنود، همين ماهيت مبهم به ذهنش مىآيد. ولى نمىتواند آن را بيان كند. اين از قبيل «يدرك و لا يوصف» است. بههمينجهت، متشرعه اگر بخواهد آن را بيان كند از راه آثارش بيان مىكند و مىگويد: چيزى كه نهى از فحشاء و منكر مىكند، آنچه در شبانهروز پنج بار خوانده مىشود، آنچه به عنوان اساس احكام عمليه فرعيه مطرح است. و از راه اين عناوين، همان ماهيت مبهم را- كه در ذهن او مىآيد- بيان مىكند. [١] سپس مىفرمايد: اين ابهامى كه در اينجا ذكر مىكنيم، غير از ابهامى است كه در
[١]- ممكن است كسى بگويد: بيان مرحوم اصفهانى، همان بيان مرحوم آخوند است. در پاسخ مىگوييم: اين كلام، با كلام مرحوم آخوند فرق دارد زيرا: اوّلًا: در كلام مرحوم آخوند، آثار صلاة مطرح بود، يعنى چيزهايى كه صلاة، در آنها مؤثر بود و به وجود آورنده آنها بود ولى در كلام ايشان، آثار- به اين معنا- مطرح نيست زيرا يكى از آثارى كه ايشان ذكر مىكند اين است كه «آنچه در شبانه روز، پنج بار خوانده مىشود» درحالىكه اين اثر مثل نهى از فحشاء و منكر نيست. ثانياً: در كلام مرحوم آخوند، مسئله تأثير و مسئله «الواحد لا يصدر إلّا من الواحد» مطرح بود ولى در كلام ايشان اين حرفها مطرح نيست. ثالثاً: يك فرق ماهوى كه بين كلام ايشان و كلام مرحوم آخوند وجود دارد اين است كه در كلام مرحوم آخوند، از كلمه صلاة چيزى نمىفهميم بلكه از راه آثار، به آن معنا پى مىبريم. بههمينجهت ما به مرحوم آخوند اشكال كرديم كه اگر كسى اين آثار را براى نماز نداند روى مبناى شما نبايد بتواند از كلمه صلاة معنايى را استفاده كند زيرا از راه اين آثار است كه مىتوان به صلاة پى برد و هنگامى كه آثار، كنار رود، معناى صلاة هم كنار مىرود. ولى در كلام مرحوم اصفهانى اين گونه نيست. ايشان مىفرمايد: با شنيدن لفظ صلاة، معناى مبهم آن به ذهن متشرعه مىآيد و متشرعه، آن را درك مىكند ولى قادر به بيان آن نيست بههمينجهت از راه آثار، آن را بيان مىكند و مىگويد: آنچه نهى از فحشاء و منكر مىكند و ....