اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٨٥ - ٣- كلام محقق اصفهانى رحمه الله
٣- كلام محقق اصفهانى رحمه الله
ايشان ابتدا به عنوان مقدّمه مىفرمايد: سنخه ماهيات و مفاهيم با سنخه وجودات، سنخه متقابل و متعاكس است. يعنى در ماهيات و مفاهيم، هرچه ابهامْ بيشتر باشد، سعه ماهيت بيشتر است و هرچه قيود واضحه كمتر باشد، در سعه اين ماهيت مؤثر است. و در مقابل، هرچه ماهيت روشنتر باشد و قيودش واضحتر باشد، از سعه و گستردگى آن كاسته خواهد شد. ولى مسئله وجودات و واقعيات، بر عكس ماهيت و متقابل با ماهيت است. در ارتباط با وجودات، هرچه وجود، ضعيفتر و مبهمتر باشد؛ نارساتر و مضيّقتر و محدودتر خواهد بود و هرچه روشنتر و بىابهامتر باشد، سعه دايره آن بيشتر خواهد بود تا اين كه برسد به ذات مقدس بارىتعالى كه واجبالوجود است. او به لحاظ اين كه روشنتر است و به قول حاجى سبزوارى: «يا من هو اختفى لفرط نوره» [١] شدّت نور و شدّت وجود، گاهى آن عكس العمل را به وجود مىآورد. درحالىكه معناى اوّلى شدّت نور عبارت از وضوح بيشتر و روشنايى بيشتر است و واجبالوجود، روى همين جهت است كه تمام سعه و گستردگى درباره او مطرح است، به طورى كه تمامى موجودات عالم در پرتو نور وجود واجبالوجود مىباشند. نتيجه اين كه ماهيات و وجودات، در اين جهت متعاكسند. هرچه ماهيت، روشنتر باشد، سعه آن كمتر و هرچه مبهمتر باشد سعه آن بيشتر است. ولى وجود، هرچه روشنتر باشد سعه آن بيشتر و هرچه ضعيفتر باشد سعه آن كمتر است. پس از بيان مقدّمه فوق مىفرمايد: ماهيات بر دو قسمند: قسم اوّل: عبارت از ماهيات اصيله و متأصّله است. ماهيت اصيل، يعنى ماهيت به معناى حقيقى كه از نظر ماهيت، هيچ نقص و كمبودى در آنها وجود ندارد، مثل
[١]- شرح المنظومة، قسم الفلسفة، ص ٥