اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٨٣ - ٢- كلام محقق عراقى رحمه الله
نمازهاى صحيح، حصّهاى است كه مشتمل بر نمازهاى صحيح است. همانطور كه جامع بين نمازهاى فاسد، حصّهاى است كه مشتمل بر نمازهاى فاسد است. بنابراين بعد از آنكه جامع ماهوى براى نمازهاى صحيح، ممتنع بود و جامع عنوانى هم موضوع له نبود- اگرچه استحاله ندارد- جامع بين نمازهاى صحيح، عبارت از عنوان «حصّهاى از وجودات كه شامل نمازهاى صحيح است» مىباشد. [١] اشكال بر كلام مرحوم عراقى به مرحوم عراقى عرض مىكنيم: آيا اين حصّه از وجودات- كه به عنوان جامع مطرح است- عبارت از «وجود» است يا «كلّى و ماهيت» يا قسم سوم؟ قسم سوم را نمىتوان تصور كرد بنابراين يا بايد بگوييد: اين حصّه از وجودات، «ماهيت و كلّى» است و يا بايد بگوييد: «وجود» است. اگر بگوييد: «ماهيت» است. مىگوييم: شما تصوير جامع ماهوى را ممتنع دانستيد و گفتيد: مقولات متباين نمىتوانند تحت پوشش يك ماهيت و يك مقوله قرار بگيرند. و اگر بگوييد: «وجود» است. مىگوييم: اوّلًا: «وجود»، مساوق با جزئيت است. هرجا كه وجود مطرح باشد، جزئيت و تشخص هم همراه آن مىباشد. در اين صورت شما چگونه ملتزم شديد كه موضوع له لفظ صلاة- مثل اسماء اجناس- داراى عموميت است؟ به عبارت ديگر: شما از يك طرف مىگوييد: «وضع و موضوع له در صلاة، عام است». و از طرفى مىگوييد: جامع بين افراد صحيحه، «وجود» است. درحالىكه وجود، مساوق با جزئيت است. و جزئيت، با عموميت معناى موضوع له قابل جمع نيست.
[١]- مقالات الاصول، ج ١، ص ١٤١- ١٤٤، نهاية الأفكار، ج ١، ص ٨١- ٨٤