اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٨٤ - ٢- كلام محقق عراقى رحمه الله
ثانياً: آيا شما، اين وجودات را وجودِ واحد مىدانيد يا وجودات متعدّد؟ اگر بگوييد: اين وجودات، داراى وحدت مىباشند. مىگوييم: آيا ماهيات متباينه مىتوانند در وجودْ اتحاد داشته باشند؟ يعنى آيا مىتوانند يك وجود داشته باشند؟ مگر شما نمىگوييد: در صلاة، ماهيات متباينه وجود دارد؟ چگونه ماهيات متباينه، در يك وجود جمع شدهاند؟ در باب عرض و معروض- با وجود اينكه قوام وجودى عرض، به معروض است- اگر سؤال شود: آيا براى عرض و معروض، دو وجود تحقق دارد يا يك وجود؟ بدون ترديد خواهيد گفت: دو وجود تحقق دارد، زيرا دو ماهيت و دو حقيقت است. وجودِ جسم، يك چيز و وجودِ عرض، چيز ديگرى است و براى ما در خارج دو وجود است يكى وجود جسم و ديگرى وجود بياض. به عبارت ديگر: نياز عرض به معروض، اقتضاى اندكاك وجودى در معروض- بهگونهاى كه در خارج، فقط يك وجود داشته باشيم- را ندارد. وقتى در باب عرض و معروض چنين است آيا در مورد مقولات مختلف- كه صلاة را تشكيل دادهاند- مىتوان گفت: «در يك وجود، جمع هستند»؟ در نتيجه ناچاريد بگوييد: اين حصّه از وجود، وجوداتِ متعدد است. و ما مىگوييم: اگر وجوداتِ متعدد باشد جامع مىخواهد؛ زيرا نماز براى هريك از وجودات- به نحو وضع عام و موضوع له خاص- وضع نشده است. بلكه به صورت وضع عام و موضوع له عام است و شما بايد بين اين وجودات، قدر جامعى درست كنيد و هيچ جامعى نمىتوان بين اينها درست كرد مگر جامع عنوانى و آن عنوان «الحصّة من الوجود، المشتملة على الصحيح» است و اين عنوان، خودش جامع عنوانى است.
«الحصّة من الوجود» جزء حقيقت وجودات نيست بلكه عنوانى است كه اين وجودات را زير پوشش قرار داده است. و اگر قرار بود جامع عنوانى حلّال مشكل شما باشد، همان عنوان «الناهية عن الفحشاء و المنكر» قابلقبولتر و بهتر از اين جامع عنوانى است كه شما بيان كرديد.