اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٦٥ - ٢- نظريه مرحوم نائينى
مىشود، [١] نماز صحيح است بدون اينكه مثل صلاة متيمّم يا صلاة جالس، در رتبه متأخر واقع شده باشد. خير، اين يك نمازى است كه بالأصالة واجب است درحالىكه خصوصيات نمازهاى معمولى را ندارد. همچنين نماز عيد فطر و قربان- كه الآن به صورت استحبابى برگزار مىشود- داراى پنج تكبير است و اين تكبيرات، وجوب دارد. و اينطور نيست كه تكبيرات، مستحب باشند. اينها چيزهايى است كه در رتبه اوّل نمازهاى صحيح قرار گرفتهاند. آيا لازم نيست بين اينها قدر جامعى درنظر بگيريم؟ آيا فقط مسئله حاضر و مسافر مطرح است؟ شايد در ذهن شما آمده كه بين چهارركعتى و دو ركعتى، مىتوان قدر جامع درست كرد درحالىكه اين نمازها هم در جامع دخالت دارد، شما رتبهها را خارج كرديد و خواستيد دايره قدر جامع را محدود كنيد، فكر كرديد دايره قدر جامع، محدود به دو نماز است با اينكه مصاديق متعددى از نماز- كه نه از جهت قيافه با هم اشتراك دارند و نه از جهت عمل- در همين رتبه اوّل از نماز صحيح واقع شدهاند. پس چرا شما اينها را ناديده گرفته و مسئله را روى صلاة حاضر و مسافر پياده كرديد؟ وقتى اينها جمع شدند، شما ناچاريد كه لزوم تصوير جامع را بپذيريد. آيا فقط نماز متيمم و جالس، در تصوير جامع دخالت داشت كه اگر اينها را كنار بزنيم نيازى به قدر جامع نباشد؟ خير، اينگونه نيست و حتى اگر اينها را كنار بزنيم لابدّيّت تصوير قدر جامع سر جاى خود باقى است. در نتيجه، كلام مرحوم نائينى نمىتواند مورد قبول باشد بلكه همانطورى كه مرحوم آخوند فرمود: «لا بدّ من تصوير الجامع على كلا القولين- يعنى قول صحيحى و اعمى-». و ما گفتيم: اين مطلب، تنها بهعنوان يك مقدّمه مطرح نيست، بلكه از اين راه مىتوانيم حق در مسئله را انتخاب كنيم، زيرا اگر در نتيجه بحث به جايى رسيديم كه صحيحى بتواند تصوير جامع كند و اعمى نتواند، نتيجه اين مىشود كه حق با صحيحى
[١]- اگر كسى نگويد: «اطلاق صلاة بر صلاة ميت، مجاز است». چون بعضى اين حرف را زدهاند. ولى در روايات و متون فتاوى تعبير به «صلاة على الميت» شده و به آن، صلاة اطلاق شده است در حالى كه نه ركوع دارد و نه سجود و نه سلام و نه تشهد، بلكه بهجاى اينها پنج تكبير دارد.