اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٧١ - جواب دليل سوّم
(آيتاللَّه خويى «دام ظلّه») مىفرمايد- و مطلب خوبى هم هست- ما در قضاياى حقيقيّه نمىتوانيم عنوان منقضى عنه المبدأ درست كنيم و در عنوان موضوع در قضاياى حقيقيّه نمىتوانيم دو حالت تصوّر كنيم. در قضاياى خارجيّه است كه بهحسب خارج مىتوان دو حالت- تلبّس و انقضاء- براى آنها تصوّر كرد و در آنها مىتوان دو جور اطلاق كرد، هم مىتوان گفت: «زيد كان ضارباً» و هم مىتوان گفت: «زيد اليوم ضارب». در نتيجه، قائلين به وضع براى اعمّ نمىتوانند به اين قبيل آيات تمسك كنند. [١]
دليل چهارم: آيه شريفه (لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ)
يكى از آيات قرآن كه در ارتباط با منصب شامخ امامت وارد شده آيه شريفه (وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ) [٢] مىباشد. در اين آيه شريفه خداوند متعال به حضرت ابراهيم عليه السلام مىفرمايد: من مىخواهم تو را امام و پيشواى مردم قرار مىدهم. حضرت ابراهيم عليه السلام عرض مىكند: آيا ذريّه من هم نصيبى از امامت دارند؟ خداوند متعال مىفرمايد: اين عهد من- كه همان امامت است- به ظالمين نمىرسد. در بعضى از روايات وارد شده كه ائمّه معصومين عليهم السلام به اين آيه شريفه استدلال كردهاند كه خلفاى ثلاثه چون سابقه بتپرستى داشتهاند شايستگى امامت و پيشوايى مردم را ندارند، زيرا بتپرستى از بزرگترين ظلمهاست (إنّ الشرك لظلمٌ عظيمٌ) [٣] و كسى كه سابقه بتپرستى دارد، درحقيقت سابقه ظلم دارد و نمىتواند منصب شامخ امامت به او واگذار شود. [٤]
[١]- محاضرات في أُصول الفقه، ج ١، ص ٢٥٦- ٢٥٨
[٢]- البقرة: ١٢٤
[٣]- لقمان: ١٣
[٤]- تفسير نور الثقلين، ج ١، ص ١٢٠، الاصول من الكافي، ج ١، كتاب الحجة، باب طبقات الأنبياء و الرسل و الأئمة.