اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤١١ - تحقيق در ارتباط با معناى هيئت
مقام امر، ديگر خصوصيتى در كار نيست. امر به صورت كلّى مطرح است. به عبارت روشنتر: يكوقت پدرى به فرزند خود امر مىكند «از قم حركت كن و به تهران برو» و فرض مىكنيم براى رفتن به تهران، چند راه وجود داشته باشد، حال وقتى در كلام پدر، تقييدى مطرح نيست، طبعاً اين قضيّه به صورت كلّى مطرح است.
ولى اگر انسان حركت كرد، سپس در مقام حكايت، از يك واقعيّت حكايت مىكند.
حركت خارجى خاصى از محلّ معينى آغاز شده و از جادّه مخصوصى بوده و خصوصيات زمانى و جهات ديگر هم همراهش بوده است. بنابراين بين «سِرْ من البصرة إلى الكوفة» با «سرتُ من البصرة إلى الكوفة» تفاوت وجود دارد. مرحوم آخوند به مشهور مىفرمايد: شما كه حروف را داراى «وضع عام و موضوع له خاص» مىدانيد، در «سرتُ من البصرة ...» مىتوان پذيرفت ولى در «سِرْ من البصرة ...» اين خصوصيت را چگونه درنظر مىگيريد؟ كدام خصوصيت در اينجا مطرح است كه مولا به صورت «سِرْ من البصرة ...» ذكر كرده است؟ [١] جواب اين كلام مرحوم آخوند اين است كه: در اينجا در معناى خصوصيت، خلط عجيبى صورت گرفته است، زيرا خصوصيت، به معناى خصوصيت خارجيه نيست، بلكه مراد خصوصيتى است كه در ارتباط با آن دو معنايى است كه معناى حرفى به آنها نياز داشت. به عبارت روشنتر:
وقتى واضع مىخواسته كلمه «مِنْ» را وضع كند، مفهوم «الابتداء» را درنظر گرفته است و مفهوم «الابتداء» مفهومى اسمى است كه نياز به چيزى ندارد، ولى همين مفهوم وقتى مىخواهد در خارج تحقّق پيدا كند، به يك «ابتداكننده» و به «چيزى كه از آن ابتدا شود» نيازمند است. بحث در تحقّق خارجى است و الّا از نظر مفهوم، بين جوهر و عرض هم فرقى نيست، همانطور كه «الإنسان» در عالم مفهوميت داراى استقلال است، «البياض» هم در عالم مفهوميت داراى استقلال است و فرق بين انسان و بياض
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ١٣ و ١٤