اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٨٤ - مقدّمه سوم اشكال در مورد اسم زمان
امروز خودش باقى است ولى تلبس به مبدأ منقضى شده است آيا به عنوان اين كه ديروز تلبس به ضرب داشته مىتوانيم امروز حقيقتاً به او عنوان «ضارب» را اطلاق كنيم يا اين كه اطلاق «ضارب» بر زيد در امروز يك اطلاق مجازى است؟ بنابراين زيد در دو حالتِ تلبس به مبدأ و انقضاء، وجود دارد و اختلاف در ناحيه تلبس و انقضاء است. در اسم فاعل، اسم مفعول و حتى اسم مكان نيز اين مسئله وجود دارد، زيرا مكان هم قابل دوام است. اگر جايى عنوان مسجد پيدا كرد و به اعتبار اسم مكانى عنوان «مسجد» به آن اطلاق شد، اين مكان باقى است و نزاع در اين است كه اگر اين مسجد خراب شد و عنوان مسجديت فعليهاش را از دست داد آيا به اعتبار اين كه قبلًا متلبّس به عنوان مسجديت بوده حقيقتاً مىتوان به آن مسجد اطلاق كرد يا نه؟ مكان همان و زمين همان زمين است. ذات- كه عبارت از مكان است- در هر دو حالتِ تلبس و انقضاء محفوظ است. ولى در اسم زمان وقتى عملى در يك زمان تحقق پيدا مىكند، نزاع در باب مشتق را چگونه تصوير كنيم؟ مثلًا قتل امام حسين عليه السلام در عاشوراى سال شصت و يك هجرى تحقق پيدا كرده است. الآن اگر بخواهيم كلمه «مقتل الحسين» را بر عاشوراى سال شصت و يك اطلاق كنيم و بگوييم: «عاشوراى سال شصت و يك، مقتل امام حسين عليه السلام است» اين داخل در محلّ نزاع در باب مشتق نيست، ولى اگر خواستيم عاشورا را بر سال شصت و دو اطلاق كنيم اينجا ديگر ذات كه عبارت از زمان- يعنى عاشوراى سال شصت و يك- است، بقاء ندارد زيرا از خصوصيات وجودى زمان اين است كه تصرّم پيدا مىكند. ذات زمان، تصرّم پيدا مىكند يعنى جزئى از آن ايجاد شده و از بين مىرود سپس جزء ديگر به وجود آمده و از بين مىرود و هكذا. اگر ما بخواهيم بگوييم: «عاشوراى سال شصت و دو، مقتل امام حسين عليه السلام است» مثل اين است كه ديروز زيد اتصاف به ضرب داشته و امروز بخواهيم عنوان ضارب را بر عَمرو اطلاق كنيم. آيا چنين چيزى داخل در محل نزاع مشتق است؟ همانطور كه زيد و عَمرو دو وجودند و تلبس يكى از آن دو به مبدأ موجب صحت و حقيقى بودن اطلاق بر ديگرى