اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٤٢ - استعمال لفظ در اكثر از معنا در قرآن كريم
بهگونهاى در دو معنا استعمال شود كه گويا هر معنايى به تنهايى عنوان مستعمل فيه دارد. پس فرق اين روايات با آنچه كه محل بحث ماست در اين جهت است كه محل بحث در ارتباط با تعدّد مستعمل فيه است ولى در اين روايات نمىگويد اين معانى متعدّد عنوان مستعمل فيه دارد بلكه ممكن است مدلول التزامى باشد و مدلول التزامى، مستعمل فيه نيست. [١] بررسى احتمال دوّم: آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» اين احتمال را پسنديده و رواياتى به عنوان مؤيّد براى آن ذكر كرده است. ايشان رواياتى در ارتباط با اوصاف قرآن مطرح مىكند به اين مضمون كه قرآن كتابى است زنده و جاويد كه هيچگاه كهنه نخواهد شد و اگرچه شأن نزول بسيارى از آيات آن، موارد خاصّ است ولى مطالب قرآن، اختصاص به موارد شأن نزول ندارد.
قصّههايى كه در قرآن ذكر شده با هدف قصّهسرايى و داستانسرايى نبوده است بلكه مقصود اين بوده كه اينها به عنوان درس عبرتى براى اولى الألباب باشد تا صاحبان انديشه و خرد بتوانند از آنها پند بگيرند و باز روايت در ارتباط با قرآن مىگويد: «يجرى كما يجرى اللّيل و النّهار، و كما يجرى الشمس و القمر» [٢] و امثال اين تعبيرات در ارتباط با قرآن فراوان است. ايشان مىفرمايد: اين روايات، مؤيّد احتمال دوّم مرحوم آخوند است. [٣] ما در پاسخ كلام آيت اللَّه خويى «دام ظلّه» مىگوييم: آنچه در روايات وارد شده جاى ترديد و انكار نيست ولى از كجاى اين روايات استفاده مىشود كه احتمال دوّم نظريه مرحوم آخوند در ارتباط با بطون هفتگانه يا هفتادگانه قرآن صحيح است؟ از كجاى اين روايات استفاده مىشود كه معناى بطون قرآن اين است كه اين معانى، لوازمِ معانىِ ظاهر و معانى مستعمل فيها است؟ مؤيّد بودن اين روايات نسبت به احتمال دوّم
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٥٧
[٢]- بحارالأنوار، ج ٣٥، ص ٤٠٣، ح ٢١
[٣]- محاضرات في أُصول الفقه: ج ١، ص ٢١٣ و ٢١٤