اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٤٤ - استعمال لفظ در اكثر از معنا در قرآن كريم
واقعى باشد- در مقام مخاصمه نمىتوانى معناى خودت را اثبات كنى». [١] مؤيّد ديگر اين است كه ما وقتى به تفاسير مراجعه مىكنيم مىبينيم در مورد بسيارى از آيات قرآن بين مفسرين اختلاف وجود دارد با اين كه همه آنان روى حجّيت ظواهر تكيه دارند ولى با وجود اين، در معناى ظاهر قرآن اختلاف دارند. يكى مىگويد:
آيه، ظهور در اين معنا دارد، ديگرى مىگويد: خير، اين آيه ظهور در معناى ديگر دارد.
لذا در مورد بعضى از آيات، وقتى مجمع البيان را ملاحظه كنيم مىبينيم بيش از ده معنا نقل مىكند، مثل همان اختلافاتى كه در مسائل فقهيه وجود دارد. البته اين مسئله به اين معنا نيست كه كسى در قرآن تدبّر نكند، بلكه برعكس، اين مسئله يكى از مؤيّدات تدبّر در قرآن است. در قرآن بايد خيلى تدبّر شود تا انسان به اندازه فهم خودش بتواند از قرآن استفاده كند و نمىتوان با نظر سطحى با آيات قرآن برخورد كرد. نمونه آن در مورد آيه تطهير [٢] است. با نظر سطحى ممكن است كسى بگويد آيه تطهير در مورد زنان پيامبر است زيرا قبل و بعد آن از زنان پيامبر صحبت كرده است، و حتى از اين بالاتر، آيه تطهير نصف آيه است و صدر آن نيز از زنان پيامبر سخن گفته است، لذا فخر رازى مىگويد: «آيه تطهير مربوط به زنان پيامبر است». [٣] او به ظاهر آيه نگاه كرده و اتفاقاً ظاهر آيه هم همين چيزى است كه او ادّعا كرده است، زيرا چند آيه قبل و چند آيه بعد هم از زنان پيامبر است. صدر آيه هم از زنان پيامبر سخن مىگويد، پس اين نصف آيه چيست كه در اين وسط ثبت شده است؟ لذا بعضى از بزرگان ما مجبور شدهاند بگويند: «آيه تطهير، جايش اينجا نبوده و در اينجا يك جابجايى صورت گرفته است».
[١]- نهج البلاغة، فيض الإسلام، ص ١٠٨١، وصيّة ٧٧
[٢]- «إنّما يريد اللَّه ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهّركم تطهيراً» الأحزاب: ٣٣
[٣]- قال الفخر الرازي: اختلف الأقوال في أهل البيت، و الأولى أن يقال: هم أولاده و أزواجه. و الحسن و الحسين منهم و عليّ منهم لأنّه كان من أهل بيته بسبب معاشرته ببنت النبى عليه السلام و ملازمته للنبي. (التفسير الكبير، ج ٢٥ ص ٢٠٩).