اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٣ - نظريه مرحوم آخوند
مركّب نيست بلكه وحدتى اعتبارى دارد نه وحدت خارجى كه در سيب يا هندوانه وجود دارد. وحدت و اعتبارى كه مربوط به شارع است». اينكه عنوان «قاطع»، هيچ ضربهاى به وجود اجزاء در باب نماز نمىزند ولى درعينحال، نماز را باطل مىكند، دليل بر اين وحدت اعتباريه است. شارع، نماز را يك چيز دانسته و وجود اين قواطع را بهعنوان از بينبرنده اين وحدت ملاحظه كرده است. [١] مؤيّد دوّم: در بعضى از روايات، مجموعه نماز به منزله يك احرام صغير فرض شده، مىگويد: شروع اين احرام با تكبيرة الاحرام و ختم آن با تسليم است، [٢] همانند احرام حج كه با تلبيه شروع و با تقصير و حلق خاتمه پيدا مىكند. اين امر دليل بر اين است كه نماز، از نظر شارع، عمل واحدى شناخته شده است. يك نماز، يك احرام است نه ده احرام. حال كه با وجود اين قرائن و قرائن ديگر، نماز داراى وحدت اعتباريه است، اگر نمازى فاقد ركوع شد به چه علت مىتوان آن را نماز فاسد ناميد؟ علت فساد، اين نيست كه نماز مركّب است و فاقد بعضى از اجزاء است، بلكه علت فساد اين است كه به واسطه فقدان ركوع، آن اثرى كه از صلاة، مورد انتظار بود، اكنون برآن مترتب نمىشود. نمازى كه فاقد ركوع باشد، نمىتواند (تنهى عن الفحشاء و المنكر) و «معراج المؤمن» باشد. همانطورى كه در يك سيب، بهواسطه عدم ترتب آثارِ مورد انتظار از سيب، كلمه فساد را اطلاق مىكنيد. در نتيجه، با اينكه به ذهن انسان مىآمد كه در نماز- روى جهت تركيبى آن- بايد اطلاق «نقص» مىشد نه اطلاق «فساد» ولى در خارج مىبينيم اطلاق فاسد و صحيح در باب نماز خيلى متداول است، جهت آن اين است كه حيثيت تركيب در اين اطلاق دخالت ندارد بلكه همان مسيرى را كه در مورد عنوان «فساد»- در امور تكوينيه- طى كرديم در اينجا نيز طى مىكنيم و به اعتبار آن، عنوان «فاسد» را اطلاق مىكنيم.
[١]- مناهج الوصول إلى علم الاصول، ج ١، ص ١٤٤ و تهذيب الاصول، ج ١، ص ٦٨ و ٦٩.
[٢]- وسائل الشيعة: ج ٤، ص ٧١٥ (باب ١ من أبواب تكبيرة الإحرام و الافتتاح، ح ١٠).