اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٤٣ - دليل اوّل (تبادر)
اين است كه آنچه در اختيار شماست آثار وجودات خارجى ماهيت صلاة است و شما از آثار وجودات خارجى ماهيت صلاة چگونه و روى چه ملاكى به ماهيت صلاة منتقل مىشويد؟ از راه خود وجود هم نمىتوان به ماهيت انتقال پيدا كرد زيرا وجود، عارضِ قابلِ انفكاك ماهيت صلاة است. يك عرضِ قابل انفكاك كه ممكن است متحقّق شود و ممكن است متحقّق نشود چگونه مىتواند انسان را به معروض منتقل كند؟ ممكن است كسى در مورد عرضِ لازم- مثل لازم ماهيت- حرفى بزند ولى در مورد عرض مفارق- كه گاهى هست و گاهى نيست- به چه ملاكى مىتوان از اين عرض، انتقال به معروض پيدا كرد؟ چه رسد به اين كه اين عرض هم ملاك نيست بلكه لوازم اين عرض در اختيار شماست. معراجيت و مقرّبيت و نهى از فحشاء و منكر در دسترس شماست. آيا اين لوازم وجود خارجى ماهيت صلاة چگونه مىتواند دست شما را بگيرد و در ارتباط با تبادر- كه مربوط به عالم ماهيت است- راهگشاى شما باشد؟ در حقيقت، همان اشكالى كه شما (مرحوم آخوند) به اعمّىها مىكنيد متوجه خودتان نيز هست. شما به اعمىها مىگوييد: شما كه تصوير جامع نكرديد، با عدم تصوير جامع چگونه مىتوانيد تبادر معناى اعم از صحيح و فاسد را ادعا كنيد؟ ما (امام خمينى) هم به شما همين حرف را مىزنيم مىگوييم: عالم ماهيت، دو مرحله مقدّم بر لوازم وجود است آنهم يك سنخ از وجود كه عبارت از وجود خارجى است آنهم شعبهاى از وجود خارجى كه عبارت از خصوص نمازهاى صحيحه است. خصوص نمازهاى صحيحه، اين آثار را دارد، و إلّا اگر همين «الصلاة معراج المؤمن» [١] را به دست اعمّى بدهيم نمىگويد: كلّ صلاة معراج المؤمن بلكه مىگويد: صلاتى كه صحيح باشد معراج مؤمن است. خلاصه اين كه آنچه از كلام حضرت امام «دام ظله» در ارتباط با اشكال به مرحوم آخوند استفاده مىشود در درجه اوّل عبارت از مسئله استحاله است كه ايشان
[١]- اعتقادات مجلسى، ص ٢٩.