اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٣٤ - اشكالات بر ثمره دوّم
مثل سوره كه يقين داريم برفرض اين كه جزء باشد ركن نيست، در اينجا مىتوانيم به اطلاق (أقيموا الصلاة) تمسك كنيم، زيرا (أقيموا الصلاة) مىگويد: اركان را اقامه كنيد و موضوع له لفظ صلاة را عبارت از اركان مىداند، بههمينجهت اعمّى مىگويد:
صلاة بدون سوره- بطور قطع و يقين- صلاة است زيرا واجد اركان است. و ما نمىتوانيم در اين مسئله ترديد داشته باشيم. اطلاق (أقيموا الصلاة) اين معنا را شامل مىشود، زيرا (أقيموا الصلاة) مىگويد: «اركان خمسه را اقامه كنيد خواه سورهاى با آن باشد يا نباشد». ممكن است گفته شود: پس چطور شما گفتيد: اعمى مىگويد: بايد در خارج، نماز صحيح اقامه شود؟ مىگوييم: اين درست است ولى اين بدان معنا نيست كه (أقيموا الصلاة) به معناى «صلاة صحيحه» است بلكه به اين معناست كه اعمّى مىگويد:
(أقيموا الصلاة) از ما اركان خمسه را خواسته است ولى از طرف ديگر «لا صلاة إلّا بفاتحة الكتاب» [١] مىگويد: در نماز، حتماً بايد فاتحةالكتاب باشد. و «لا صلاة إلّا بطهور» [٢] مىگويد: نماز، حتماً بايد با طهارت باشد. و درحقيقت، «لا صلاة إلّا بفاتحة الكتاب» به عنوان مقيِّد براى اطلاق (أقيموا الصلاة) است و مثل «لا تعتق الرقبة الكافرة» اطلاق «أعتق الرقبة» را- در ارتباط با اراده جدّى- تقييد مىزند و مىگويد:
(أقيموا الصلاة)- از نظر اراده استعمالى- مىگويد: اركان خمسه را بياوريد ولى از نظر اراده جدّى، «لا صلاة إلّا بفاتحة الكتاب» و «لا صلاة إلّا بطهور» مىآيد و مىگويد:
در صلاة، فاتحةالكتاب هم لازم است، طهارت هم لازم است، و «لا صلاة إلّا بالتشهد» يعنى تشهد هم لازم است و .... در حقيقت اعمّىها، اجزاء ديگر- غير از اركان- را كه در ماهيت صلاة دخالت دارد
[١]- مستدرك الوسائل، ج ٤، ص ١٥٨ (باب ١ من أبواب القراءة، ح ٥).
[٢]- وسائل الشيعة، ج ١، ص ٢٥٦ (باب ١ من أبواب الوضوء، ح ١).