آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٣٣
كند، احكام مرتدّ فطرى از قتل و عدم پذيرش توبه مترتّب مىگردد.
معناى «كلّ مسلم»، يعنى كسى كه با اختيار خودش اسلام را انتخاب كند. ظهور عرفى «كلّ مسلم» را در مسلم بالأصاله نمىتوان انكار كرد؛ و در مسلمان تبعى و حكمى ظهور ندارد. اگر اين فرد بعد از بلوغ با تشخيص و انتخاب خودش اسلام را به عنوان دين برگزيد، ارتدادش فطرى خواهد بود.
محمّد بن الحسن بإسناده عن الحسين بن سعيد، قال: قرأت بخطّ رجل إلى أبي الحسن الرّضا عليه السلام رجل ولد على الإسلام ثمّ كفر وأشرك وخرج من الإسلام هل يستتاب أو يقتل ولا يستتاب؟ فكتب عليه السلام: يقتل. [١]
كيفيّت دلالت: در اين صحيحه، راوى از امام عليه السلام مىپرسد: «رجل ولد على الإسلام»- به حسب اصطلاح، به غيربالغ «رجل» نمىگويند؛ بلكه «صبىّ»، «مراهق» و مانند آن اطلاق مىشود. لذا راوى مىپرسد:- بالغى كه بر اسلام ولادت يافته سپس كفر و شرك ورزيد و از اسلام خارج شد، آيا توبه داده مىشود يا او را به قتل مىرسانند؟ امام عليه السلام نوشت: كشته مىشود.
عبارت روايت، «رجل ولد على الإسلام ثمّ كفر ...» با بهكارگيرى «ثمّ» فاصلهى بين اسلام و كفر را بيان مىكند؛ اگر اين حرف نبود، ممكن بود بگوييم: كفر و بلوغش مقارن بوده است ولى با آمدن «ثمّ» مىفهميم شركش متأخّر از رجوليّت است. بنابراين، در فاصلهى بين رجوليّت و كفر، اين فرد اسلام اصلى داشته است. دلالت اين روايت اقواى از روايت سابق است.
در مرفوعهى عثمان بن عيسى، عامل اميرالمؤمنين عليه السلام به آن حضرت نوشت: «إنّى أصبت قوماً من المسلمين زنادقة ...»، و امام عليه السلام در جوابش نوشت: «أمّا من كان من المسلمين ولد على الفطرة ثمّ تزندق فاضرب عنقه ولا تستتبه ومن لم يولد منهم على الفطرة فاستتبه، فإن تاب وإلّا فاضرب عنقه». [٢] بيان اميرمؤمنان عليه السلام جواب يك واقعهى
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٥٤٥، باب ١ از ابواب حدّ مرتد، ح ٦.
[٢]. همان، ص ٥٥٢، باب ٥ از ابواب حدّ مرتد، ح ٥.