آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٦٥ - دليل قول چهارم و نقد آن
اخذ مال و قتل نشده است، تبعيد مىگردد.
توهّم نشود اگر راهزن مال را نبرده پس چرا به راهزنى دست زده است؟ زيرا، راهزن به قصد بردن اموال مردم مرتكب قطع طريق مىشود؛ ولى گاهى به هدفش نمىرسد و قبل از آن كه مال را بردارد، دستگير مىشود.
اين روايت به تفصيل شيخ طوسى رحمه الله در نهايه نزديك است؛ [١] ولى كاملًا بر آن منطبق نيست. زيرا، در فرض ارتكاب قتل و اخذ مال، روايت صلب و قطع را مطرح مىكند و شيخ رحمه الله قطع و صلب و قتل، هر سه را گفته است.
اين روايت، مانند روايت محمّد بن مسلم اضطراب دارد؛ زيرا، «أو» را در آيه براى ترتيب بگيريم يا تخيير، به هر حال موردى هست كه يا به نحو تخيير يا ترتيب صلب بهطور مستقلّ پياده مىشود و سه حدّ ديگر همراهش نيست. در اين روايت، در فرض اوّل:
ارتكاب قتل و اخذ مال، صلب را همراه با قطع مطرح كرده است.
٢- وعنه، عن أبيه، عن عمرو بن عثمان، عن عبيداللَّه المدايني، عن أبي الحسن الرضا عليه السلام، قال: سئل عن قوله اللَّه عزّ وجلّ: إِنَّمَا جَزَ ؤُاْ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُو وَيَسْعَوْنَ فِى الْأَرْضِ فَسَادًا، الآية، فما الّذي إذا فعله استوجب واحدة من هذه الأربع؟ فقال: إذا حارب اللَّه ورسوله وسعى في الأرض فساداً فقتل قتل به، وان قتل وأخذ المال قتل وصلب، وإن أخذ المال ولم يقتل قطعت يده ورجله من خلاف، وإن شهر السّيف وحارب اللَّه ورسوله وسعى في الأرض فساداً ولم يقتل ولم يأخذ المال نفي من الأرض. [٢]
فقه الحديث: عبيداللَّه المدائنى ضعيف است. مىگويد: از امام رضا عليه السلام پرسيدند در آيهى محاربه «همانا پاداش كسانى كه با خدا و رسول او مىجنگند و در ايجاد فساد در زمين تلاش مىكنند» كدام فعل است كه اگر از محارب سر زند يك حدّ از اين چهار حدّ
[١]. النهاية في مجرد الفقه والفتوى، ص ٧٢٠.
[٢]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٥٣٤، باب ١ از ابواب حدّ محارب، ح ٤.