آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٥١٤
به خاطر نبش قبر و دزديدن كفن ببريد و بر او حدّ زنا بزنيد؛ اگر محصن است، او را سنگسار كنيد؛ و اگر زناى معمولى است، به او صد تازيانه بزنيد.
١- محمّد بن محمّد النعمان المفيد في كتاب (الإختصاص)، عن عليّ بن إبراهيم بن هاشم، عن أبيه، قال: لمّا مات الرّضا عليه السلام حججنا فدخلنا على أبي جعفر عليه السلام وقد حضر خلق من الشّيعة- إلى أن قال: فقال أبو جعفر عليه السلام:
سئل أبي عن رجل نبش قبر امرأة فنحكها، فقال أبي: يقطع يمينه للنبش ويضرب حدّ الزنا، فإنّ حرمة الميتة كحرمة الحيّة.
فقالوا: يا سيّدنا تأذن لنا أن نسألك؟ قال: نعم، فسألوه في مجلس عن ثلاثين ألف مسألة، فأجابهم فيها وله تسع سنين. [١]
فقه الحديث: ابراهيم بن هاشم مىگويد: پس از شهادت امام رضا عليه السلام به حجّ مشرّف شديم و به حضور امام جواد عليه السلام رسيديم. گروهى از شيعه آنجا حاضر بودند- روايت مفصّل است- امام جواد عليه السلام فرمود: شخصى از پدرم امام رضا عليه السلام پرسيد: مردى قبر زنى را شكافت و با او مجامعت كرد؟ پدرم فرمود: دست راستش را براى نبش قبر مىبرند و به او حدّ زنا مىزنند؛ زيرا، احترام ميّت همانند احترام زنده است.
شيعهى حاضر در مجلس براى پرسيدن مشكلات از آن حضرت اجازه گرفتند و در يك مجلس سى هزار مسأله پرسيدند. امام جواد عليه السلام به آنها پاسخ داد در حالى كه از سن مباركش بيش از نه سال نگذشته بود.
دربارهى قسمت اخير روايت و پاسخ به سى هزار سؤال در يك مجلس، بزرگان توضيحاتى دادهاند كه به بحث ما مربوط نمىشود.
كيفيّت دلالت: اين دو روايت بر مطلوب ما به خوبى دلالت دارد؛ ليكن در مقام ما روايتى است كه صاحب جواهر رحمه الله آن را ذكر نكرده و با آنچه گفتيم منافات دارد:
وعنه، عن عليّ بن محمّد القاساني، عن القاسم بن محمّد، عن سليمان بن
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٥١١، باب ١٩ از ابواب حدّ سرقت، ح ٦.