آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٥٣
فقه الحديث: امام صادق عليه السلام فرمود: در اسلام در سه مورد حبس ابد وجود دارد:
١- انسانى كه او را در زندان نگاه مىدارند تا مرگش فرا رسد- (در روايتامساك بيان نشده است؛ ممكن است مقصود انسان خطرناكى است كه آزادى او برخلاف مصلحت حكومت اسلامى باشد. و اگر آزاد باشد، سبب فساد و فتنه مىشود. بنابراين، بايد دائماً تحتنظر و مراقبت باشد)-.
٢- زنى كه از اسلام برگردد. اطلاق اين عبارت شامل مرتدّ فطرى و ملّى مىشود.
٣- دزدى كه دست و پايش به عنوان حدّ اوّل و دوّم سرقت قطع شده باشد.
در اين دو روايت، سخنى از توبه نيست. ممكن است به وجود اطلاق در روايت حريز اشكال كرده و بگويند: روايت فقط در مقام بيان موارد حبس ابد در اسلام است؛ و از جهت خصوصيّات زن مرتدّ در مقام بيان نيست تا به اطلاقش تمسّك كنيم.
به بيان ديگر، در اين روايت مستثنى و مستثنىمنه وجود دارد؛ اگر در مقام بيان هر دو يا در مقام بيان مستثنى بود، مىتوانستيم از آن اطلاقگيرى كنيم؛ امّا اگر هدف اصلى روايت، بيان مستثنىمنه باشد، يعنى مىخواهد بگويد: خيال نكنيد در اسلام در همهجا حبس ابد وجود دارد، غير از اين سه مورد حبس ابد نداريم و ديگر كارى به خصوصيّات اين سه مورد ندارد؛ و نسبت به اين كه آيا در تمام افراد و حالاتش حبس ابد هست يا در بعضى از موارد؟ ساكت است. لذا، اين اشكال در روايت حريز وجود دارد؛ ولى در روايت حمّاد از اين جهت اشكالى نيست.
٣- محمّد بن يعقوب، عن عليّ بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن محبوب، عن غير واحد من أصحابنا، عن أبي جعفر وأبي عبد اللَّه عليهما السلام في المرتدّ يستتاب، فإن تاب وإلّا قتل، والمرأة إذا ارتدّت عن الإسلام استتيبت، فإن تاب وإلّا خلّدت في السجن وضيّق عليها في حبسها. [١] سند روايت: اين روايت را ابن محبوب از «غير واحد من أصحابنا» روايت كرده است.
توجّه به اين نكته لازم است كه بايد بين «عن بعض اصحابنا»، «عدّة من أصحابنا» و «غير
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٥٥٠، باب ٤ از ابواب حدّ مرتد، ح ٦.