آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ١٠٢ - بررسى روايات منافى
اما اگر بعد از چيدن خرما يا دروى زرع دزدى كند، دستش را قطع مىكنند. ما باشيم و روايت، ملاك قطع دست و عدمش را چيدن و نچيدن محصول قرار داده است، و عنوان حرز مطرح نيست؛ لذا، اگر خرماى خرمن شده در پاى درخت را بدزدد، بايد دستش را ببُرند.
در توجيه اين روايت مىگوييم: خرما و زراعت قبل از چيده شدن با عدم حرز ملازم است؛ امّا بعد از چيدن، عادت بر جمعآورى محصول و انبار كردن است. البتّه هرچيزى حرزى متناسب با خودش دارد. لذا رواياتى كه بر اعتبار حرز دلالت دارد، قرينهى اين روايات مىشود. حكم به قطع در اين روايات مربوط است به جايى كه سرقت ميوه و زرع از حرز باشد. شاهدش اين كه گندم و خرما را تا نچيدهاند، مراقب و نگهبانى ندارد؛ ولى پس از حصاد و چيدن، كمال مراقبت براى نگهداريش را مبذول مىدارند.
٣- وعن عليّ بن ابراهيم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن حمّاد عن الحلبي، عن أبي عبداللَّه عليه السلام قال: سألته عن الرّجل يأخذ اللّص يرفعه أو يتركه؟ فقال: إنّ صفوان بن اميّة كان مضطجعاً في المسجد الحرام، فوضع ردائه وخرج يهريق الماء، فوجد رداءه قد سرق حين رجع إليه، فقال: من ذهب بردائي؟ فذهب يطلبه، فأخذ صاحبه فرفعه إلى النّبي صلى الله عليه و آله، فقال النبيّ صلى الله عليه و آله: اقطعوا يده، فقال الرّجل: تقطع يده من أجل ردائي يا رسول اللَّه؟ قال: نعم، قال: فأنا أهبه له، فقال رسولاللَّه صلى الله عليه و آله: فهلّا كان هذا قبل أن ترفعه إليّ.
قلت: فالإمام بمنزلته إذا رفع إليه؟ قال: نعم، قال: وسألته عن العفو قبل أن ينتهي إلى الإمام؟ فقال: حسن. [١]
فقه الحديث: اين روايت را شيعه و سنّى نقل كردهاند و صاحب وسائل رحمه الله آن را با سند صحيح آورده است.
حلبى از امام صادق عليه السلام پرسيد: دزدى را كه دستگير مىكنند نزد حاكم ببرند يا رهايش كنند؟
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣٢٩، باب ١٧ از ابواب مقدّمات حدود، ح ٢.