تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧
***
٣- «شق القمر» از نظر تاريخى
ايراد ديگرى كه بعضى از ناآگاهان به مسأله «شق القمر» دارند، اين است كه:
اگر اين امر حقيقتى داشت با آن همه اهميتى كه دارد، بايد در تواريخ جهان ثبت گردد، در حالى كه چنين نيست.
ولى، براى اين كه روشن شود اين ايراد تا چه حد قابل اهميت است، بايد تجزيه و تحليلى روى جهات مختلف اين مسأله صورت گيرد:
الف- بايد توجه داشت كه «ماه»، همواره در نيمى از كره زمين قابل رؤيت است، نه در تمام آن، بنابراين، نيمى از مردم روى زمين، از اين حساب خارجند.
ب- در نيمى از همين نيم كره نيز، اكثريت قريب به اتفاق آنها در خوابند؛ زيرا بعد از نيمه شب است، به اين ترتيب تنها يك چهارم مردم جهان مىتوانند از چنين حادثهاى با خبر شوند.
ج- در بخش قابل رؤيت نيز، هيچ مانعى ندارد كه قسمتهاى قابل توجهى از آسمان ابرى، و چهره ماه با ابر پوشيده شده باشد.
د- حوادث آسمانى، در صورتى جلب توجه افراد مىكند كه يا مانند صاعقهها، توأم با سر و صداى شديد باشد، يا مانند خسوف و كسوف كلى، نور به طور كامل قطع شود، آن هم براى يك مدت نسبتاً طولانى.
به همين دليل در خسوفهاى جزئى و ماهگرفتگىهاى مختصر، اگر قبلًا از طرف منجمين اعلام نشود، كمتر كسى با خبر مىگردد، و حتى گاه بسيارى از مردم، از خسوف كلى نيز بىخبر مىمانند.
تنها دانشمندانى كه اجرام آسمانى و ماه را رصد مىكنند، و يا كسانى كه تصادفاً چشم آنها به آسمان بيفتد، ممكن است از چنين جريانى باخبر شوند، و