تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٩٤ - رهنمودهايى از آيات
مىگويد و در اين درس بعضى از مناظر قيامت را براى ما مصوّر مىسازد تا از اين راه گونهاى از رازهاى جهان ديگر را كه راه معرفتى بدان جز از طريق آن ميسر نيست براى ما مكشوف دارد، ولى هدف مهم از اين گونه سخن گفتن تنها تربيت است، چه اگر انسان حجابهاى شهوانى و اجتماعى و تربيتى و وراثتى را ترك كند، حقيقت را با وضوح تمام خواهد ديد، بدان سبب كه اين حجابها و زنجيرها است كه مانع آن مىشود كه عقل از آفاق ايمان حركت و معرفت خود را آغاز كند. ولى بشر چگونه مىتواند از اين گردنهها عبور كند و با عقل خود به حقايقى كه در آن سوى آنها قرار دارد برسد؟
اين ممكن نيست مگر اين كه تكان سختى به نفس خود بدهد تا پردهها از روى آن فرو افتد، و اين كار قرآن است كه با سخن گفتن از منظرههاى سلبى و ايجابى قيامت و با روشى نفسى و بلاغتى عالى اين حركت سخت و تكان را پديد آورد.
/ ٤٨٨ تنها شنيدن سخن درباره قيامت براى آن كافى است كه انسان را به انديشيدن در اين خصوص بر انگيزد، و چون به صورتى سالم تفكر كند، به حقيقت راه خواهد يافت، و براى اين انديشه مثالى مىزنيم و مىگوييم: اگر شخصى در راهى پيش مىرود كه چالهاى در آن وجود دارد، خطاب كردن به وى با كلمه بپا» تنها احتمال آن دارد كه او را از غفلت بيرون آورد و عقل و حواس او را بيدار كند، و نيازى به بيان مفصل نداشته باشد. و به همين گونه اگر در اتوموبيلى باشى كه به سرعت حركت مىكند و راننده آن از چاله غافل مانده است، چون راننده ديگر به او برسد و بوق خود را به صدا در آورد، شايد جز به يك كلمه احتياج نداشته باشد.
و قرآن نيز چنين است و با يك تكان ضمير او را از غفلت بيرون مىآورد، و عقل او در مسير زندگى انگيخته مىشود و به فكر مىافتد و به حق هدايت مىشود، چه مشكل اساسى آن است كه از عقل خود بهره نمىگيرد.
قرآن براى تأمين دو هدف آمده است و از آنها: يكى تزكيه نفس آدمى است با هدايت كردن آن به حق و ملتزم ساختن آن به حق در همه نواحى زندگى، و